تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
خداوندا اين مداراى تو از روى عجز و ناتوانى نبوده و يا در اثر سهل‌انگارى در كار نمىباشد و اين خوددارى از كيفر آنان به خاطر غفلت از گناهان ايشان نبوده و يا نه براى آن كه منتظر فرصت مناسب هستى ، بلكه تنها به خاطر آن است كه محبت خود را دربارهء ايشان به حد كمال برسانى چه آن كه حجت تو رساتر و بخشش تو كاملتر و احسان تو فراگيرتر و نعمت تو تمامتر است . و همهء آنچه كه گفته شد از ازل در حق مردم ، مقرر فرموده‌اى و تا ابد هم مقرر خواهى داشت ، حجت و برهان تو بالاتر از آن است كه بتوان آن را توصيف كرد و بزرگوارى و كرمت بيش از آن است كه كسى از عهدهء بيانش برآيد و نعمتهاى تو بيش از حد شمارش است و جود و احسان تو بيشتر از آن است كه كسى بتواند در پايين‌ترين حد ، آن را سپاس گويد ، پس قاصر شدن و كوتاه آمدن از اداى شكر و سپاس تو مرا به سكوت واداشته و درماندگى از تمجيد و تعظيمت مرا به خوددارى از توصيف تو واداشته است « 1 » اين سكوت از حمد و ثنايت نه از آن جهت است كه مايل و راغب نيستم بلكه با اين سكوت مىخواهم به منتهاى عجز و ناتوانيم دربارهء حمد و سپاس تو اعتراف كنم . خداوندا با تمام وجودم با همهء احساس عجز و ناتوانى به ستايش تو مشتاقم ، و از درگاهت بهترين عطايا را درخواست مىكنم ، خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و از كرم و لطفت اين مناجات مرا بپذير و دعايم را به اجابت برسان و عاقبت كارم را در اين روز به نااميدى مكشان ، و دست رد بر پيشانيم مگذار و در ساحت قدس خود جايگاهم را گرامى دار و در بهشت برين جايم ده ، چون تو به هر كارى اراده فرمايى توانايى و قدرت كامل تو در انجام هيچ كارى دچار تنگنا نگردد و قدرت لايزالى تو از درخواست
هامش
( 1 )- بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خدا آورد ور نه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه به جا آورد( گلستان سعدى ) م