مىافتاد گريه مىكرد و مىگفت : زين العابدين . « 1 »
( 1 )
4 - سعيد بن مسيّب
سعيد بن مسيّب از فقهاى برجستهء مدينه بود ، راويان مىگويند : كسى از تابعين دانشمندتر از او نبود ، « 2 » وى با امام زين العابدين عليه السلام مصاحبت داشت و از پارسايى و تقواى دينى آن حضرت آگاه بود و آنچه از امام ديده بود ضبط كرده و مىگفت : چه كسى مثل او يافت مىشود ! و نيز چنين مىگويد :
الف - « من كسى را پارساتر از على بن حسين عليه السلام نديدم . » « 3 »
ب - « هرگز كسى را بالاتر از على بن حسين نديدم ، و هرگز با او روبرو نشدم مگر در خود احساس كوچكى كردم و هرگز او را خندان نديدم . » « 4 »
ج - مردى به سعيد بن مسيّب گفت : پارساتر از فلانى نديدهام ، سعيد از او پرسيد : آيا على بن حسين را ديدهاى ؟ گفت : نه ، آنگاه سعيد گفت : من پارساتر از او را نديدهام . » « 5 »
د - روزى سعيد بن مسيّب نشسته بود و در كنار او جوانى بود از مردم قريش ناگاه امام زين العابدين عليه السلام نمايان شد ، آن جوان قرشى از سعيد پرسيد : او كيست ؟ سعيد گفت : « او سيد و سرور عابدان ، على بن حسين است . » « 6 »
ه - « من كسى را متواضعتر و پارساتر از زين العابدين على بن حسين نديدهام . » « 7 »
هامش
( 1 ) تاريخ دمشق : 12 / 19 ، كشف الغمّه : 2 / 288 ، روضات الجنّات : 7 / 264 .
( 2 ) تهذيب التّهذيب : 4 / 85 .
( 3 ) العبر في خبر من غبر : 1 / 111 ، خلاصهء تهذيب الكمال : ص 231 .
( 4 ) تاريخ يعقوبى : 3 / 46 .
( 5 ) سير اعلام النّبلاء : 4 / 38 ، كشف الغمّه : 3 / 392 .
( 6 ) فصول المهمه : 189 .
( 7 ) جمهرة الاولياء : 2 / 74 .