قاطع مصحّح آقاى دكتر محمد معين مراجعه شد .
براى لغات دارويى باختيارات بديعى و تحفهء حكيم مؤمن و براى لغات نجومى به « التفهيم » رجوع گرديد . لغات طبى را از ذخيرهء خوارزمشاهى ، بحر الجواهر و كتب دانشگاهى شرح كردم . مثلها را چنان كه نوشتيم از مجمع الامثال و ثمار القلوب و فرائد اللّآل تصحيح كرديم . البته اين امثال مآخذ قديمتر نيز دارد ، ولى اگر بنا را بر استقصاى كامل و ذكر مأخذهاى متعدد مىنهاديم حجم كتاب دو چندان مىشد و معلوم نبود فائدهء بيشترى در بر داشته باشد .
بعضى مصراعها كه جنبهء مثل دارد بعنوان مثل ذكر شده است . مانند اين مصراع از متنبّى : و من قصد البحر استقلّ السّواقيا « 1 »
يا اين مصراع از ابو فراس : و للنّاس فيما يعشقون مذاهب « 2 »
لغاتى را معنى كردم كه فهم آن براى كسانى كه تحصيلاتى در حدود متوسطه دارند ، دشوار است و لغات متداول معنى نشد .
شعرهايى كه معنى آن آشكار مىنمود ترجمه نگرديد و تنها كلمات مشكل آن را معنى كردم .
از شرح اعلام جغرافيايى مشهور مانند : مرو ، تبريز ، مشهد و قوچان كه براى همگان روشن است ، يا به آسانى مىتوان بمآخذ آن دست يافت ، خوددارى كردم و در شرح اعلام جغرافيايى مجهول يا نامشهور باختصار پرداختم ، تا بدان حد كه حدود تحقيقى يا تقريبى مكان معلوم شود ، و اصولا در شرح همهء كلمات ( لغت و اعلام ) ايجاز رعايت شده است ، جز در مواردى اندك كه تفصيل مطلب لازم مىنمود .
در فهرست اشعار عربى از قاعدهاى كه در كتب تازى جارى است پيروى نشد و در قافيه ، صورت مكتوب كلمه به حساب آمد نه حرف قافيه . بدين ترتيب كه الف اطلاق ، واو و ياء اشباع و ضمير جزء قافيه محسوب شده است . اين عمل خلاف قاعده
هامش
( 1 ) - ح - 5 ص 426 .
( 2 ) - ح 18 ص 150 .