1 - حذف ضمير از سوم شخص مفرد :
« كلك دو زبان . . . داستان بلاغتش را يكى از هزار نتوان گفت » ( نتواند گفت ) ( ص 76 كتاب )
2 - مطابق آوردن صفت با موصوف در تأنيث ( بقياس نحو عربى ) :
سقمونياى تدابير محموده ( ص 89 كتاب ) . قريحهء جامده و فطنهء خامده ( ص 47 كتاب ) و غمام سيوف باتره اطفاء نائرهء فتن ثائره نمايد ( ص 425 كتاب )
3 - حذف فعل با قرينه :
در گوش خود خواب خرگوش و ضرب دست يلان شيرافكن فراموش كرده بودند . ( ص 199 كتاب )
4 - فصل طويل بين فعل محذوف و قرينه :
النگ ياقوتى . . . مضرب قباب گوهرآگين و از آنجا رايات ظفر قرين كوچ بر كوچ مرحلهپيماى وادى قهر و كين گرديد ( ص 197 كتاب )
5 - حذف علامت مفعول صريح :
و هركس كه در تخليق افترا يا تصديق مفترى در زير دندان دندنه مىكرد گرفتار نقف ساخته سباسب سياست . . . بر او طى مىكرد ( ص 625 كتاب )
اوامر امرّ من المرّ و الالايش بىآلايش ارتباك و ارتياب تمطق مىكردند ( ص 655 كتاب )
6 - گاهى بسبك قدما هنگام فك اضافه بمضاف اليه ( را ) مىافزايد :
اعيان دولت شاه طهماسب را نيز سرپنجهء شوق انتزاع و ارتجاع قلعهء ايروان گريبانگير شد ( ص 289 كتاب )
7 - آوردن فعل وصفى بدون رعايت بعضى شرايط :
در اصفهان كه ابدالآباد آباد باد ، باد بلا وزيدن گرفته غلاء غلّه و غلوّ غلا علاوه و علاوهء علّت شد ( ص 134 كتاب )
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 28
مساهمون: سيد جعفر شهيدى
صمقدمهء مصحح ٢٨