همين درّهء نادره با همهء تكلّفى كه در عبارتهاى آن موجود است ، فقرههاى شيوا و دلپذير ديده مىشود كه خواننده مهارت و استادى مؤلّف را تحسين مىكند . كيست كه اين عبارتها را بخواند و قدرت نويسندهء فاضل آن را در به كار بردن صنايع لفظى ، از انواع جناس ، مراعات النظير ، تضاد ، طباق و سجع در نيابد و تسلّط او را بر كلمات فارسى و عربى نستايد ؟ :
« حريرى را متاع سخن كاسد سازد ، و فرّاء را به گزلك موشكافى پوستين بردرد ، و ابن انبارى را بجوى نخرد » ( ص 61 و 62 كتاب ) .
« و چون در دربار فلك مماسّ ، معين و مغيثى نيافت ، بجانب قندهار عطفه كرده در معاطف ملك اوّل الامر ثانى عطفه گشته . . . » ( ص 123 )
« و همان شب فيضياب قبلهء هفتم و كعبهء هشتم كه جامهء روپوشش اطلس چرخ نهم و چاكر خاكروب درگاهش عقل دهم است گشتند » ( ص 189 )
و گرما در آن صرما ، به حدّى اشتداد يافت ، كه حوت در هزار تابه بريان ، و عين الثّور بر تشنهكامى شيران وغا گريان بود . . . پرتو خورشيد مصيقل مرآت جهان را چنان عكس مرگ ساخت ، كه از چارآينهء پيكر عنصرى و قالب هيولائى يلان جز عكس گرم متصوّر نمىشد ، و مهر بىمهر به نوعى جوّ هوا و جوف سما را به آتش تفيده كرد كه سنگ در زير سنابك باد پايان زرين نعل ، جز سبابك سيم نمىنمود » ( ص 315 - 316 )
« در آن صيدگاه پرفيض قبص قنص به حدّى انجاميد كه بائع مشترى نداشت ، و طلا به فلسى بود ( ص 537 )
« از رشك حلقهء زرين درگاهش بدر انور در كاهش است ، و از پرتو شمسهء طارم فيض افزايش نور شمس در افزايش . سدّهء سنيّهاش سدّهء سينهء سپهر است ، و آسمانهء ايوانش مركوب آسمان نيلىچهر » ( ص 539 ) .
« استران قاتر الرّحال كه بر سحاب قاطر قطره زدن مىآموختند در فقدان قوت صبر حمار پيشه كرده چون الاغ در خر ماندند . هر خرى در رفتار از فحواى « خرّوا سجّدا » خبر داد . . . » ( ص 615 )
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 7
مساهمون: سيد جعفر شهيدى
صمقدمهء مصحح ٧