- در مورد مسألهى امامت و شخصيت امام على عليه السّلام ديدگاههايى را مطرح كردند ، كه عقايد شيعه در مورد امامت به صورت عكس العمل آن عقايد مطرح گرديد . آنان با تخطئه حكميت ، امام را جايز الخطا مىدانستند ، در برابر اين عقيده ، شيعه عصمت امام را مطرح كرد . آنان اظهار مىكردند كه امام مطابق ميل و هواى نفس خود عمل كرده است ، شيعه نظريهى قداست امام را مطرح نمود ، آنان نه به نصب و نص در امامت قايل بودند و نه به اينكه امام بايد از قريش باشد ، شيعه عقيدهى وصايت و وراثت در امامت را مطرح كرد . « 1 »
اين تفسير از قبيل اجتهاد در مقابل نص است ، زيرا عقايد شيعه برگرفته از كتاب و سنّت و دلايل عقلى روشن است . و از آغاز نزد بزرگان شيعه شناخته شده بوده است . نمونههايى از اين دلايل را در فصل قبل يادآور شديم ، و نمونههاى ديگر را در بحثهاى آينده بيان خواهيم كرد در اينجا گفتارى از امام على عليه السّلام را يادآور مىشويم كه فرمود :
1 . لا يقاس بآل محمّد صلّى اللّه عليه و آله من هذه الامّة أحد ، و لا يسوّى بهم من جرت نعمتهم عليه ابدا .
2 . هم اساس الدين ، و عماد اليقين .
3 . اليهم يفيء الغالي ، و بهم يلحق التالي .
4 . و لهم خصائص حق الولاية ، و فيهم الوصيّة و الوراثة . « 2 »
آنچه مىتوان در اين باره گفت اين است كه ، حوادث و شرايط اجتماعى از قبيل
هامش
( 1 ) . احمد محمود صبحى ، في علم الكلام : 3 / 25 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهى 2 .