وى نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دلالت مىكند . و دوم آن دسته از نصوص كه بر امامت و رهبرى على عليه السّلام پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دلالت دارد . نمونههايى از نصوص دستهى نخست عبارتند از :
1 . حاكم نيشابورى در مستدرك از ابو اسحاق نقل رده است كه گفت : از قاسم بن عباس پرسيدم به چه دليل على عليه السّلام وارث ( علوم ) پيامبر گرديد ؟ وى پاسخ داد : زيرا او بيش از ديگران با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ملازم و همراه بود . « لأنّه أوّلنا به لحوقا و أشدّنا به لزوماً » . « 1 »
2 . ابو نعيم اصفهانى از ابن عباس روايت كرده كه مىگفت : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هفتاد عهد را در اختيار على عليه السّلام گذاشت كه در اختيار ديگران قرار نداد .
« انّ النبي صلّى اللّه عليه و آله عهد الى علي بسبعين عهدا ، لم يعهد الى غيره » . « 2 »
3 . نسائى از على عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : منزلتى كه من نزد پيامبر داشتم را هيچكس نداشت ، من هر شب بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد مىشدم . اگر در نماز بود سبحان اللّه مىگفت و من داخل مىشدم ، و اگر در نماز نبود به من اذن دخول مىداد . « 3 »
4 . وى در حديث ديگرى از على عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : رابطهى من با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين بود كه هرگاه از او سؤال مىكردم او پاسخ مىداد ، هرگاه نمىكردم
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين : 3 / 136 ، حديث شماره 4632 ، دار الكتاب العلمية ، بيروت ؛ خصائص امير المؤمنين عليه السّلام ، ص 161 .
( 2 ) . حلية الاولياء : 1 / 68 ، دار الكتب العربى ، بيروت .
( 3 ) . السنن الكبرى : 5 / 140 ، حديث 8499 ؛ كتاب الخصائص ، ص 166 - 167 .