طرفداران اين فرضيه بر اين عقيدهاند كه در مواردى كه مصلحت اقتضا كند ، شخص امام شناخته خواهد شد . بدين صورت ، گزارشهاى مربوط به مشاهده امام توسط كسانى كه به ملاقات آن حضرت نايل شدهاند ، با فرضيهى ياد شده منافاتى نخواهد داشت .
نمونههايى از روايات مربوط به فرضيهى دوم بدين قرار است :
1 . شيخ طوسى از محمد بن عثمان عمرى دومين نايب خاص امام عصر ( عج ) روايت كرده كه گفته است : « و اللّه ان صاحب هذا الأمر ليحضر الموسم كل سنة يرى الناس و يعرفهم و يرونه و لا يعرفونه » « 1 » به خدا سوگند ، صاحب اين امر ، هر سال در موسم حج حاضر مىشود ، مردم را مىبيند و مىشناسد ، و مردم او را مىبينند ولى نمىشناسند .
2 . از وى در مورد وجه جايز نبودن بردن نام امام عصر ( عج ) روايت شده كه گفته است : اگر نام او را ببرند ، دشمنان او را خواهند شناخت . « 2 » روشن است كه اگر شخص امام از ديدگان پنهان باشد ، بردن نام او سبب شناخته شدن او نخواهد شد .
3 . به ابو سهل نوبختى گفتند : چرا تو به مقام نيابت خاص امام برگزيده نشدى ، ولى ابو القاسم حسين بن روح نوبختى به اين مقام رسيد ؟ وى پاسخ داد : آنان خود به فلسفهى كار خويش آگاهترند ، ولى من با دشمنان ملاقات مىكنم و با آنان به مناظره مىپردازم ، هرگاه مكان امام را بدانم ، و احياناً در مقام بحث و مناظره با مشكل مواجه شوم ، چه بسا مكان او را به دشمنان خواهم گفت ، ولى ابو القاسم
هامش
( 1 ) . كتاب الغيبة ، ص 221 .
( 2 ) . همان ، ص 219 و 222 .