همانگونه كه يادآور شديم ، حديث ثقلين از نظر سند جاى هيچگونه گفتوگويى ندارد ، و از بيش از سى صحابى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است . « 1 »
حديث ثقلين بر مطالب ذيل دلالت مىكند :
1 . وجوب پيروى از عترت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مرجعيت علمى آنان در معارف و احكام دينى ؛ زيرا مقصود از تمسك به كتاب و عترت چيزى جز عمل به آنها نيست . و اين مطلبى است كه علماى اهل سنّت نيز به آن اذعان نمودهاند . چنانكه سعد الدين تفتازانى گفته است :
ألا ترى انه عليه السّلام قرنهم بكتاب اللّه تعالى في كون التمسك بهما منقذا عن الضلالة ، و لا معنى للتمسك بالكتاب الّا الأخذ بما فيه من العلم و الهداية ، فكذا في العترة . « 2 »
2 . عصمت اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از خطا و گناه زيرا :
اوّلا : اهل بيت را عدل قرآن كريم قرار داده است . پس همانگونه كه قرآن از هرگونه انحراف و بطلانى مصون است ، اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز چنيناند .
و ثانيا : تمسك به آنان را بدون هيچگونه قيد و شرطى ، همچون تمسك به قرآن مانع از گمراهى شناخته است . روشن است كه اگر در اهل بيت احتمال گمراهى وجود داشته باشد ، تمسك به آنان نمىتواند به صورت كلى و همه جانبه مانع از ضلالت و گمراهىشان باشد .
هامش
( 1 ) . در مورد سند حديث و راويان آن به كتاب « عبقات الانوار » ، جلد اوّل و دوّم ، و كتاب « المراجعات » ، مراجعهى شمارهى 8 رجوع شود .
( 2 ) . شرح المقاصد : 5 / 303 ، منشورات الشريف الرضي ، قم .