طهارتى كه از آن به دست مىآيد عموميت دارد . چنانكه پس از بيان حكم وضو ، غسل و تيمم مىفرمايد :
ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ
« 1 » ؛ خداوند نمىخواهد شما را گرفتار حرج و مشقت كند ، بلكه مىخواهد شما را پاكيزه سازد . و در مورد زكات مىفرمايد :
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها
« 2 » ؛ از اموال آنان صدقه دريافت كن تا بدين وسيله آنان را تطهير و تزكيه نمايى .
يكى از تفاوتهاى ارادهى تكوينى و تشريعى اين است كه تحقق آنچه به ارادهى تشريعى خواسته شده است ، منوط به اختيار و انتخاب انسان است ، و چون ممكن است انسان آن را اختيار نكند تخلّف مراد از ارادهى تشريعى ممكن است . به عبارت ديگر ، ارادهى تشريعى همان هدايت تشريعى است كه جز ارايهى طريق و نشان دادن راه طهارت و رستگارى نيست ، و چون انسان مختار و انتخابگر آفريده شده است ، ممكن است راه سعادت را برگزيند ، و ممكن است برنگزيند .
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
« 3 » . ولى در اراده و هدايت تكوينى كه ايصال به مطلوب است ، تخلّف راه ندارد .
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 4 » .
هامش
( 1 ) . مائده / 6 .
( 2 ) . توبه / 103 .
( 3 ) . انسان / 3 .
( 4 ) . يس / 82 .