تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
در فصل پيش‌رو ، تلاش شده است تا تنها از نگاه‌هاى متفاوت به مفهوم « شيعه » و برخى از اصطلاحات مرتبط با آن گزارش شود و از داده‌هاى پژوهشگران در اين‌باره ، تحليل كوتاهى ارائه كند . گزارش و بررسى اختلاف پژوهشگران در باب عوامل و خاستگاه مذهبى و سياسى شكل‌گيرى تفكر شيعى در فصل بعدى خواهد آمد .

1 . كاربرد واژگانى « شيعه » و « تشيّع »

واژه‌شناسان براى واژهء « شيعه » معانى همسويى نظير فرقه ، حزب ، گروه ، امّت ، پيروان ، ياران ، هواداران ، همراهان ، همكاران ، دوستان ، اشاعه‌كنندگان و تقويت‌كنندگان ، كرده‌اند . اين واژه اگرچه مفرد ، و جمع آن « شيع » و « اشياع » است ، اما كاربرد آن نسبت به تثنيه و جمع و مفرد و مذكر نيز يكسان است . « 1 »
هامش
( 1 ) . گردآورى اين معانى را بنگريد : زبيدى ، تاج العروس ، ج 5 ، ص 405 - 407 ؛ و نيز ابن منظور ، لسان العرب ذيل واژهء « شيعه » ، ابو حاتم رازى ( م 322 ) در كتاب الزينه معانى لغوى اين واژه را چنين بيان مىكند : « شيعه در لغت ، به معناى دسته و گروه است . خداوند - عزّوجل - در قرآن مىفرمايد :إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً ،( انعام : 159 ) ؛ كسانى كه دينشان را پاره‌پاره كردند و گروه‌گروه شدند . ابو عبيده در تفسير اين آيه گفته است : يعنى به فرقه‌ها و احزاب تبديل شدند .كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ( مؤمنون : 53 ) ؛ هر گروهى به آنچه دارند دل‌خوش‌اند . هر حزبى يعنى : هر شيعه و فرقه‌اى . اگر خبرى در ميان مردم پخش و پراكنده شود ، مىگويند : شاع الخبر فى الناس . بعضى گفته‌اند : شيعه يعنى : امّت . مجاهد در تفسير آيهمِنْ كُلِّ شِيعَةٍ( مريم : 69 ) گفته است : يعنى از هر امّتى . هنگامى كه گفته مىشود : آن شخص از شيعيان فلانى است ، يعنى همراه او راه مىرود . بعضى نيز گفته‌اند : شيعة فلان يعنى فرقه‌اى كه پيرو فلانى است . كسائى گفته است : « تشايع » به معناى تعاون است و « شيعه » در آيه« مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ »، به معناى هريك از متشايعان و كمك‌كنندگان و « تشايعوا » به معناى « تعاونوا » است . ابو عبيده گفته است : از همين باب است كه به مرد شجاع مىگويند : « مشيّع » . گاهى نيز تشيّع به معناى پراكنده‌كردن است . و از همين باب است معناى اين حديث كه از ابن مسعود يا از سعد پرسيدند : چه چيز تو را از چنين و چنان كارى بازمىدارد ؟ پاسخ داد : من ناخوش دارم كه پيش رسول خدا بيايم و او به من بگويد : « شيّعت بين امّتى » ؛ امت من را پراكنده كردى . « شيعا » در آيه« كانُوا شِيَعاً »هم از همين -