( 73 فرقه ) سامان دهد . با نگاهى به سياههء مطالب اين كتاب متوجه مىشويم كه مؤلف به نامها و القابى از فرق شيعه اشاره مىكند كه موارد زيادى از آنها در آثار قبلى به چشم نمىخورد و گويا از تراوشهاى ذهنى خود نويسنده و يا برگرفته از فرهنگ شفاهى در ميان مردم است . تندمزاجى نويسنده از عنوان اثر پيداست .
كاربرد واژههايى چون ترهات ، كفريات ، مزخرفات و اباطيل ، دربارهء عقايد فرقهها ، به ويژه شيعيان گواه بر آن است . وى فرقهها را به شش دسته بزرگ ناصبى ، شيعى ، قدرى ، جبرى ، مشبهه و معطله تقسيم كرده و براى هريك از آنها دوازده فرقه مىشمارد . در بررسى فرقهها مباحث كلامى را محور قرار داده و به ذكر ديدگاه فرق مورد اشاره و احيانا ساختگى خود مىپردازد .
به عنوان نمونه در بيان اسامى فرقهها به فرقههايى از شيعه چون : نسبيّه « 1 » ، لاعنيه « 2 » ، سحابيه « 3 » اشاره دارد .
گويا نويسنده اين اثر نيز همانند برخى ملل و نحلنگاران ، در جعل و ترويج احاديث ساختگى ، به نفع و يا بر ضد فرق به ويژه شيعيان گشادهدست بوده است . « 4 » در اينجا از قول امام على نقل مىكند كه گفته است : « من فضلنى على ابو بكر فقد افترى » . وى همچنين جمله « لا جبر و لا تفويض » را به ابو حنيفه نسبت مىدهد . « 5 »
12 . الملل و النحل ؛ محمد بن عبد الكريم شهرستانى ( - 548 ق ) ، تحقيق : محمد بن فتح الله بدران .
اين اثر مشهورترين كتابى است كه در زمينهء علم فرقهشناسى نگاشته شده و نويسنده در آن بهطور گسترده به ارائه اطلاعات دربارهء فرقههاى اسلامى
هامش
( 1 ) . آنها كه مىگفتند على بر ابو بكر فضيلت داشت ، چون از بستگان نسبى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود .
( 2 ) . آنها كه عايشه و طلحه و معاويه را لعن مىكردند .
( 3 ) . كسانى كه معتقد بودند على در سحاب ( ابر ) و در رعد و برق است .
( 4 ) . نك : ص 30 - 43 .
( 5 ) . نك : ص 8 .