تفسيرى و سلوكى از يك طرف و ظهور رفتارهاى مختلف و گاه متضاد سياسى و اجتماعى آنان از طرف ديگر ، تا حد زيادى حاصل نوع نگرش و تعامل هريك از آنان با عنصر سمع و عقل بوده و خواهد بود . با چنين تحليلى است كه برخى از نويسندگان ، اختلاف بين معتزله و اشاعره پيرامون تشبيه و تنزيه و طرز تلقى هر يك از خدا و صفات ، تفاوت ديدگاه جبرگراها با طرفداران اختيار و همچنين اختلاف بر سر وجوب و امكان و استحاله نبوّت و مسائل مربوط به امور مبدأ و معاد ، امامت و بسيارى از مسائل و موضوعات كلامى و حتى اختلاف فتاوى فقها « 1 » را به اختلاف طبايع برداشتكنندگان و ميزان اختلاف آنان در گرايش به ظواهر و سمع و روايت ، يا عقل و درايت مىدانند . « 2 »
در اينجا مجال ، بررسى هريك از پيامدهاى فكرى و فرقهاى براى تفاوتهاى بشرى نيست ، اما در يك جمعبندى كلى مىتوان مدعى شد كه عامل مذكور بيشترين سهم را در ظهور اختلافات فكرى و عملى ذيل داشته است :
1 - شكلگيرى خوارج با توجه به جمود فكرى و غلبه روحيه صحرانشينى آنها .
2 - برداشتهاى ظاهرگرايانه از آموزههاى دينى و ظهور گروههاى حشوى مسلك و ظاهرگراى افراطى .
3 - چالش عقلگرايان ( متكلمان و اهل اجتهاد ) و نقلگرايان ( اهل حديث و اخباريان ) .
4 - تلقىهاى مختلف و متضاد از خدا و صفات .
5 - ظهور جريان باطنىگرى و نزاع ظاهريان با باطنگرايان .
هامش
( 1 ) . به عنوان نمونه مقايسه كنيد اختلاف فقهاى حجاز را با فقهاى عراق . مرحوم شهيد مطهرى حتى فتاوى يك فقيه روستايى را با يك فقيه شهرى متفاوت مىداند .
( 2 ) . حنفى ، حسن ، بحوث فى علوم اصول الدين ، ص 101 .