گروه با تلاش اهل بيت و با توجه به بىپايگى عقايد و تشتت فرقهاى ، در همان قرون نخست به تاريخ پيوستند ، اما از نقش آنان در ارائه و اشاعه برخى از انديشههاى غلوآميز و سردرآوردن اين انديشه در قالب ديگر فرقهها نمىتوان غافل بود . « 1 »
تحقيقا اگر امام سجاد در مقابل بنى اميه مجبور به سكوت نمىشد و رهبرى را در قيام شيعيان به عهده مىگرفت ، و يا ابن حنفيه بهطور صريح بهانه را از كسانى كه او را مطرح مىكردند ، گرفته بود هيچ زمينه فكرى و پايگاه مذهبى براى پيدايش اين فرقه تاريخى وجود نمىداشت .
برخى از نويسندگان محور اصلى انشعابات داخلى اين گروه را نيز موضوع امامت و هريك از انديشههاى كلامى مطرح شده نظير بداء و رجعت ، مهدويت و حلول را با رنگ و بوى سياسى و برخاسته از ضرورتهاى سياسى مىدانند . « 2 »
در مجموع و به عنوان نتيجهگيرى در باب خاستگاه اين گروه و گرايش افراد زيادى به آنها در آن مقطع زمانى و بىتوجهى آنان به سيره امام سجاد عليه السّلام چنين گفته شده كه شيعيان كوفه به خصوص موالى ، نهضت فعالى را مىجستند كه بدان وسيله بتواند آنها را از حكمرانى ظالمانهء شاميان و امويان نجات بخشد . آنان تنها راه خروج از اين معركه و رسيدن به اهداف خود را در نجاتبخشى ابن الحنفيه كه مختار آن را تبليغ مىكرد ، ديدند . ابن الحنفيه نيز به هر دليلى دعاوى آنان را رد نكرد .
اقبال بيشتر به اين گروه در آن مقطع زمانى از اين جهت نيز تحليل شده كه :
اكثر شيعيان خالص و هستهء مركزى معتقدان به اين آيين با آن موضعگيرى مكتبى در مسئله رهبرى بلافصل نسل پيامبر ، دار فانى را وداع گفته و از نظر كمّى كاهش يافته بودند . اينان در قتل عام كربلا همراه با حسين عليه السّلام و سپس در جنگ عين الورده تحت فرماندهى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 305 .
( 2 ) . نك : ولوى ، على محمد ، ديانت و سياست در قرون نخست ، ص 227 - 228 ؛ بدوى ، عبد الرحمان ، تاريخ انديشههاى كلامى ، ترجمه حسين صابرى ، ج 1 ، ص 75 - 76 .