اختلاف دارند . وى با چنين تحليلى ، معيار خروج و يا انتساب به هريك از اين فرقهها را ردّ و قبول ويژگىهاى متمايزكننده هريك از گروهها مىداند . « 1 » اين ضابطه ، با تفاوتهايى ، در آغاز كتاب الفرق بين الفرق بغدادى نيز آمده است .
با بررسى مجموع گزارشهاى مورخان انديشه اسلامى دربارهء قرون نخست ، مىتوان محورها و موضوعات اساسى مورد اهتمام مسلمانان را كه موجب انشعابات و تمايزات فرقهاى شد بر محور موضوعات اختلافى ذيل جستوجو كرد :
1 . اختلاف در ويژگىها و مصاديق رهبرى سياسى ، اجتماعى ( مهمترين محور تفكيك اوليه شيعه و سنى و نيز انشعابات گروههاى مهم شيعى ) .
2 . اختلاف در ويژگىها ، مصاديق و جايگاه پيشوايان مذهبى و بزرگان دين ( نظير اختلاف گروههاى غالى و مفوضه با شيعيان معتدل و ديگران ) .
3 . اختلاف در تفسير قضا و قدر الهى و به تبع آن حدود اختيار انسان ( موضوع جبر و اختيار و نزاع جبريه ، قدريه و مهمترين محور نزاع عدليه با مخالفان ) .
4 . اختلاف ديدگاه دربارهء مرتكب كبيره و قلمرو ايمان و كفر و تفاوت داورى نسبت به افعال اختيارى انسان در دنيا و پيامدهاى آن در آخرت ( نزاعهاى اوليه خوارج ، مرجئه ، شيعه و در پى آن معتزله ) .
5 . اختلاف برداشت از صفات و اسماء و افعال الهى ( اختلاف اهل تشبيه و تجسيم با اهل تنزيه و جدايى گروههاى صفائيه از معطّله و طرح مسائل اختلافى چون خلق قرآن و بحث مهم حسن و قبح عقلى . . . ) .
6 . اختلاف ديدگاهها دربارهء شناخت و منابع و ابزار آن ( تعارض عقل و نقل و ظهور ديدگاههاى متضاد اهل حديث و اثر ، حشويه ، ظاهريه ، حنابله و بعدها اشاعره در قبال اهل تأويل ، معتزله ؛ باطنىگرى ، و اسماعيليه و نيز جدايى
هامش
( 1 ) . ابن حزم ، همان ، ص 269 - 270 .