آزارهاى زبانى اين افراد رنجيده مىشدند و ائمّه آنان را تسلّى مىدادند « 1 » ، و بدانان مىگفتند كه بايد با اين گروه مدارا كرد ؛ چه ، انديشهء آنان از درك نكات ظريف و دقيق عاجز است . « 2 » محدّثان قم نيز با متكلّمان سخت در ستيز بودند « 3 » ، و برخى از آنان روايات بسيارى در ذمّ و طعن دانشمندان و متكلّمان مىساختند و به ائمّه نسبت مىدادند . « 4 » و كتابها در اين مورد تدوين مىنمودند . « 5 » از طرف ديگر ائمّه ، شيعيان خود را به همين متكلّمان و كتابهاى آنان ارجاع و راهنمايى مىكردند « 6 » ، و حتّى قميان را به رغم دشمنى محدّثان آن شهر ، به دوستى و حرمت نهادن به متكلّمان ترغيب مىنمودند . » « 7 »
جالب است بدانيم كه امام هشتم در پاسخ به سؤالى كه سليمان بن جعفر از آن حضرت دربارهء هشام بن حكم - از معروفترين اصحاب ائمّه - پرسيد ، چنين فرمود : « خدايش رحمت كند ! بنده خيرخواهى بود ، اصحابش [ برخى از ديگر اصحاب ائمه ] به او حسد بردند و او را آزردند « 8 » . » در مورد ديگرى نيز آن حضرت از هواداران يونس كه مورد تكفير ديگر اصحاب واقع شده بودند ، دلجويى مىكند و آنان را رستگار مىداند . « 9 »
ملاحظه مىكنيد كه در اينجا پيشواى هشتم ، جناب يونس و هشام را تافتهاى
هامش
( 1 ) . كشى ، ص 498 - 499 .
( 2 ) . همان ، ص 488 .
( 3 ) . همان ، ص 489 .
( 4 ) . كشى ، ص 497 و براى نمونههايى از روايات ، نك : همين مأخذ ، ص 491 - 496 و 540 - 544 ، برقى ، رجال ، ص 35 ؛ بزنطى ، جامع ، ص 478 .
( 5 ) . از باب نمونه نك : سعد بن عبد اللّه الاشعرى القمى ، مثالب هشام و يونس ( نجاشى ، ص 134 )
( 6 ) . كشى ، ص 483 - 485 و 506 ؛ نجاشى ، ص 344 - 348 .
( 7 ) . موارد اشاره و منابع آن را بنگريد : مدرسى ، حسين ، مقدمهاى بر فقه شيعه ، ص 34 - 33 .
( 8 ) . مامقانى ، تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 297 .
( 9 ) . كشى ، ص 259 .