زنديق مىگفتند بهتر و گواراتر از اين بود كه او را شيعه بخوانند . . .
بنىعباس نيز كمتر از بنى اميه نبودند ، آنها عليه امويان با شيعيان همراه شدند ولى همينكه به خلافت رسيدند ريشه آنان را كندند . فشار ، سختى ، ظلم و ذلتى كه به شيعيان شده بود باعث پنهان كردن عقيده و اظهار خلاف مقصود گرديد . بنابراين ، آنها از حيث قدرت بر مخفى كردن مرام خود ، از تواناترين فرق اسلامى محسوب مىشوند . « 1 »
با اينحال معلوم نيست كه وى چرا و براساس چه شواهدى در يك داورى احساسى و عجولانه تشيع را تفكرى مىداند كه به بهانه حب اهل بيت ، قصد نابودى اسلام را داشته و محملى براى ورود تعاليم خارج از اسلام بوده است . « 2 »
در مجموع مىتوان نتيجه گرفت عصر امويان براى بيت نبوت عصر درد و رنج روحى و عصر مصيبت علويان بود . « 3 » و چنين شد كه شيعيان بغض بنى اميه و حب اهل بيت را شاخصه دين خود قرار دادند . « 4 »
ب ) مواجهه حسنين با دستگاه خلافت اموى
تا زمانى كه معاويه زنده بود به جز اعتراضهاى شفاهى و مواضع منفى ، حركت ديگرى از امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام بر ضد او به عمل نيامد . حركتها و شورشهاى موردى شيعيان پاك و وارستهاى نظير حجر ، عمرو بن حمق خزاعى ، كميل و سعيد بن جبير اگرچه از حمايت معنوى و عاطفى اين دو امام برخوردار بود ، اما هر دو بزرگوار از اقدام عملى بر ضد معاويه كه برخى از شيعيان مطرح
هامش
( 1 ) . احمد امين ، فجر الاسلام ، ص 274 - 275 ؛ گزارش و تحليل بيشتر آن را بنگريد : همو ، ضحى الاسلام ، ج 3 ، ص 277 به بعد .
( 2 ) . همان ص 278 .
( 3 ) . ابو زهره ، الامام زيد ، ص 94 ؛
( 4 ) . طه حسين ، على و بنوه ، ص 196 .