تداوم قدرت سياسى كه منجر به تفاوتهاى فكرى در جامعه اسلامى نيز شد در امور ذيل شمارش كرد :
الف ) سركوب و آزار فيزيكى صاحبان انديشه و مخالفان سياسى فكرى بهطور عام .
ب ) ترويج برخى از انديشههاى كلامى نظير جبرگرايى و مبارزه با قدريه و تقويت ديدگاه مرجئه .
ج ) تكفير و تفسيق و سركوب انديشههاى رقبا .
د ) ايجاد سنّت موازى و بديلتراشى و تقديس سنت صحابه .
ه ) جعل حديث دربارهء فضايل خلفا و تقويت پايههاى خلافت و اقتدار سنتى .
و ) مبارزه با مكتب اهل بيت و پيروان شيعى آنها و در نتيجه شتاب و رواج زمينهسازى براى فرقهگرايى شيعيان كه مورد بررسى اين نوشتار است .
داستان اين مهم در مورد شيعه و پيروان اهل بيت به ويژه با توجه به حساسيت و از طرفى رقابت بيشتر دستگاه خلافت اموى و عباسى نسبت به تفكر شيعى و نيز برخورد متقابل شيعيان با آنها ، از برجستگى ويژهاى برخوردار است .
در واقع مىتوان گفت تقسيم شيعيان نخستين به فاطمى و كيسانى و انشعاب علويان به زيدى و جعفرى و دستهبندى شيعيان امامى به اسماعيلى ، واقفى و قطعى و انشعابات فرعى ديگر و در نتيجه جدايى برخى از راهورسم امامان دوازدهگانه ، پيوند وثيقى با سياست و نوع برخورد حاكمان سياسى و نيز تحولات سياسى آن زمان داشت . در اين فصل به منظور روشن شدن اين مهم به گزارش برخوردهاى هريك از خلفاى اموى و عباسى با اهل بيت و شيعيان و عكسالعمل آنها مىپردازيم و پيامدهاى فكرى و فرقهاى آن را در فصول بعدى پى مىگيريم :
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: على آقا نورى
ص١٥٨