معناى لغوى به معناى يارى و همراهى با على ، بدون اعتقاد به حقانيت وى براى امامت ، بدانيم و تمام كسانى را كه در جنگها همراه و ياور وى بودند و چه بسا گاهى مورد لعن و نفرين آن حضرت نيز واقع شدند در قالب تشيع اصطلاحى بگنجانيم و آنگاه در تاريخ پيدايش تشيع دچار سردرگمى شويم .
به هرجهت اغلب تاريخهايى كه اين نويسندگان پيشنهاد كردهاند مبهم است چرا كه « آنها تفاوت ميان ظهور تشيع على عليه السّلام به معنى خاص آن ( تشيع معنوى ) كه مبتنى بر اعتقاد به امامت على با وصيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اراده خداوند بوده با تشيع على به معنى عام خود كه مبتنى بر حق او براى خلافت و تلاش براى استرداد اين حق بدون تكيه بر مسئله نص است را به گونه روشن بيان نكردهاند . » « 1 » نتيجه اينكه اين بىتوجهى به سير تاريخى و مراتب و گونههاى مختلف شيعه و تشيع و خلط شيعه به عنوان يك جريان فكرى با پيدايش برخى اصطلاحات مرتبط با آن را مىتوان يكى از اسباب مهم اختلاف در تعاريف و ديدگاههاى مربوط به پيدايش اين مكتب فكرى يافت . از اينرو برخى حتى براى پيدايش اين پديده روز و ساعت نيز مشخص كردهاند . « 2 » برخى ديگر نيز با يافتن يك كلمه و واژهء " شيعه " در كاربردهاى منابع تاريخى ، خود را مفتخر به كشف سرنخهاى تاريخ يك جريان مهم فكرى و سياسى مىكنند . « 3 » با توجه به اين اشتباهات است كه ملاحظه مىكنيم هريك از نويسندگان ، تاريخ پيدايش شيعه را با فاصلههاى زياد ( از سقيفه تا عصر امام صادق ) از يكديگر مطرح كنند .
تحليلهاى معاندانه امثال محب الدين خطيب « 4 » و برخى از عوامفريبىهاى قفارى « 5 » را نيز مىتوان تا حدودى حاصل خلط اصطلاحات فرقهاى توسط آنان دانست .
هامش
( 1 ) . فياض ، ص 38 .
( 2 ) . مثلا بنگريد گزارش عبد الله فياض را از ديدگاه برخى از مستشرقان در همان ، ص 37 - 38 .
( 3 ) . به عنوان نمونه نك : نشار ، همان ، ج 2 ، ص 34 .
( 4 ) . خطيب ، محب الدين ، الوشيعه ، ص 50 .
( 5 ) . يك نمونه آن را بنگريد : قفارى ، ج 1 ، ص 67 .