آقا سيد صادق طباطبائى همدانى ( ص 203 - ص 150 چاپ اول )
پسر آقا سيد مهدى پسر آقا مير سيد على كبير حسينى طباطبائى و نوادهء دخترى سيد محمد مجاهد و از طرف مادر از اولاد سيد على صاحب رياض بود و با سيد صالح عرب قرابت و نسبت داشت . داستان ملاقات او و ميرزا ملكم خان معروف در تاريخ بيدارى ( چاپ بنياد فرهنگ ايران ، قسمت مقدمه ، ص 152 ) آمده است و در آنجاست كه « گويند مرحوم آقا سيد صادق و خلف عالى مقامش آقا ميرزا سيد محمد را نسبتى بود به فراماسون . . . » . شرح حال او و شيخ عبد الحسين طهرانى و حاجى ملا على كنى و حاجى ملا ميرزا محمد اندرمانى در كتاب كفاية الخصام شيخ محمد تقى دزفولى ملا باشى ناصر الدين شاه هست . ( الذريعه ، ج 18 ص 92 )
اولاد او عبارتند از :
1 ) آقا سيد جعفر كه در حيات پدر فوت شد و سه پسر داشت : سيد محمد مهدى ، سيد ابو الحسن و سيد عبد الله .
2 ) آقا مير سيد محمد زعيم مشروطيت كه چهار پسر داشت : آقا سيد ابو القاسم ، آقا سيد محمد صادق ، آقا سيد عبد المهدى و آقا سيد عبد الهادى .
3 - آقا سيد اسد الله كه دو پسر داشت : سيد حسن و سيد حسين .
4 - سيد محمود كه او هم دو پسر داشت : سيد كاظم و سيد علينقى و سيد يحيى .
6 - سيد محمد رضا كه يك پسر داشت : سيد مرتضى .
7 - سيد محمد باقر كه يك پسر داشت : سيد جلال الدين .
8 - سيد عبد الحسين كه دو پسر داشت : سيد بدر الدين و سيد هاشم آقا .
در مقابل اين پسران مرحوم آقا سيد صادق فقط يك دختر داشته است . ( نقل از تيمسار سرتيپ على طباطبائى نبيرهء مرحوم آقا سيد صادق . )
حاج شيخ زين العابدين مازندرانى ( ص 203 - ص 150 چاپ اول )
پسر مسلم بارفروشى يعنى بابلى كه در 1250 به عراق رفت و در كربلا ساكن شد و به درس صاحب ضوابط سيد ابراهيم قزوينى مىرفت و پس از هشت سال به نجف رفت و در درس صاحب جواهر حاضر شد و پس از فوت صاحب جواهر به كربلا بازگشت و پس از عمرى طولانى در 16 ذيقعدهء 1309 درگذشت ( الذريعه ، ج 1 ص 195 ) .
در ايران او شاگرد سعيد العلماء مازندرانى بود . خانوادهء رهنما و آية اللهزاده و حائرى و تجدد از اولاد اويند .