جنگ نواب سلطانمراد ميرزا حسام السلطنه
با بعضى از قبايل تركمان كه به قصد غارت و نهب رعيت خراسان به بعضى از حدود ورود نموده بودند و حملهء نواب مشاراليه مغافصة بعد از ايلغار و قتل و اهلاك و تفريق آن جماعت ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و نه ، سال بيست و ششم جلوس همايون .
جنگ يار محمد خان حاكم بجنورد با اشرار تراكمه
و تنبيه كامل از ايشان ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و نه ، سال بيست و ششم جلوس همايون .
ايلغار و جنگ سوارهء نردينى
به حكم نواب جهانسوز ميرزا با سوارهء تراكمه كه قريهء بيار را تاخته بودند و قتل و تفريق آن جماعت و استرداد نفوس و اموال و مواشى ، سنهء هزار و دويست و نود ، سال بيست و هفتم جلوس همايون .
جنگ امير حسين خان شجاع الدوله
حاكم قوچان و اللهيار خان حاكم درهجز به دستورالعمل حسين خان نظام الدوله شاهيسون والى خراسان با تراكمهء مرو و سالور و ساروق و اخالى كه عزيمت تاختن خراسان داشتند ، سنهء هزار و دويست و نود و يك ، سال بيست و هشتم جلوس همايون .
قتل خوجهقه سردار تركمان
كه با جمعيت بسيار به تاختن سرحدات خراسان آمده بودند با كثيرى از همراهانش و تفريق بقية السيف به دست سپاه منصور ، سنهء هزار و دويست و نود و دو ، سال بيست و نهم جلوس همايون .
جنگ مصطفيقلى خان ميرپنج
رئيس اردوى خراسان با عاشور لنگ و ادنهنفس كه با گروه انبوهى تركمان به تاخت سرحدات خراسان آمده بودند و قتل عاشور لنگ و دستگير شدن ادنهنفس با جماعتى از فرسان نامى تركمان ، سنهء هزار و دويست و نود و سه ، سال سىام از جلوس همايون .
تنبيه يار محمد خان ايلخانى شادلو
در سرحدات بجنورد جماعت تركمان را ، سنهء هزار و دويست و نود و سه ، سال سىام از جلوس همايون .
تنبيه مصطفيقلى خان ميرپنج
رئيس نظام خراسان جمعى از تراكمهء ساروق را كه به تاخت و تاراج آمده بودند ، سنهء هزار و دويست و نود و چهار ، سال ى و يكم از جلوس همايون .
محاربه اسمعيل خان سرهنگ هزاره
با بكنج سردار كه با سيصد سوار و هشتاد پياده به تاخت آمده و از اغنام و