حاج ملا احمد واعظ خوانسارى عليه الرحمه
مذكر طلق اللسان بود و در علوم شرعيه از فقه و اصول و حديث و تفسير و نظايرها هم بهرهء كامل داشت .
حاج ملا احمد خراسانى واعظ رحمه الله
در تتبع و اطلاع مقامى عالى و در كار منبر استيلائى عظيم داشت .
حاج ملا تقى
از علماء سارى .
ميرزا سنگلاخ خراسانى
از رجال مشهور مملكت ايران ، در فنون خط مهارتى زايد الوصف داشت و فن غالبش قلم نستعليق بود كه در آن صنعت اعجاز مىفرمود و در شعر نيز از استادان عصر به شمار مىآمد و شخصى محترم و عارف مسلك و درويشنهاد و صوفىمنش بود .
سالها در اسلامبول توقف داشت . اعيان آن دولت در اكرام و تعظيمش بسيار مىكوشيدند .
مدايح و مناقب او را كتابى كرده و به طبع رسانيدهاند .
تذكرة الخطاطين نوشته و خود در تبريز مطبوع ساخته است . صفحهء سنگ مرمر كه براى روضهء مطهر پيغمبر صلى الله عليه و آله تمام كرده اينك در تبريز مىباشد .
در تمام عمر زن نگرفت و غير از هنر فرزند نخواست . اخبار او رسالهء مبسوط لازم دارد . يكصد و ده سال تقريبا عمر يافت و در سال يكهزار و دويست و نود و چهار هجرى به تبريز درگذشت .
ميرزا حسن شوكت
اصلا اصفهانى است و فعلا در سفارت عثمانيه به نگارشات مىپردازد . نظما و نثرا استاد است . تاريخ پطر كبير را كه ميرزا رضاى مهندسباشى ترجمه كرده او انشاء نموده است .
ميرزا محمد باقر
ساكن بلدهء همدان رئيس فرقهء شيخيهء آنجا بل و غيرها . در سر رياست « كرامخه » با حاجى محمد خان كرمانى همى در تنازع و تجاذب است و تشاح و تشاجر .
ميرزا شفيع آشتيانى
ساكن قزوين استاد ادبيات .
ميرزا محمد صادق فراهانى « پروانه » تخلص
از نژاد قائم مقام بزرگست و قريحهء صحيح دارد و شعر مليح مىگويد .
ميرزا حسينقلى خطاط
خوشنويسهاى خراسان او را در نستعليق بر خويشتن مقدم مىداشتند و شغل مشاقى رضوانمآب جلال الدوله با او بود و عاقبت از سوء القضاء به چاه مستراح بيفتاد