تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤

ق

محمد قاسم خان ملك الشعراء كاشانى

پسر فتحعلى خان صباى دنبلى ملك الشعراء و برادر محمد حسين خان عندليب ملك الشعراء و عم محمود خان ملك الشعراست . گوئى آيت علم و فضل و هنرپردازى و سخن طرازى در شأن ايشان از آسمان نزول نموده تاريخ‌دانى و حكمت‌شناسى و شعرگوئى و خط نويسى و دانش‌گسترى فنون غالبهء ايشان است ، و گرنه غالبا در اعمال يد نيز مانند نقاشى و منبت‌كارى و امثالها يد طولى دارند . صاحب اين عنوان در شعر « فروغ » تخلص مىكرد و در منادمت نظير نداشت و از مطايبات و مضاحك و مضامين هزل آن امام اهل فضل آنقدر مشهور است كه اگر فراهم سازند مىشايد كتابى بپردازند . مدتها در خراسان بود . چون به طهران بازگشت انزواء گزيد و در سال بيست و هفتم قمرى از جلوس همايون درگذشت ، طيب الله ثراه .

ك

ميرزا كاظم طبيب رشتى

ملك الاطباء لقب داشت و اين اوقات لقب فيلسوف الدوله را از خاكپاى همايون مستدعى گرديده ضميمه ساخته است . در فن طبابت نهايت مهارت و حذق را دارد و از سالها است كه به استحقاق از حكيم‌باشيان مخصوص حضور باهر النور شاهنشاهى مىباشد . فرزند گراميش ميرزا لقمان ملقب به لقمان الملك در صناعت طب علما و عملا هر دو نيكو است .

ل

نواب و الا لطفعلى خان

خلف الصدق مرحوم مؤيد الدولهء سابق الذكر . در فضل و هنر نيز پسر آن پدر است .

م

محسن ميرزا امير آخور

از افاضل ملكزادگان دورهء قاجار بود و در انشاء رسائل بر سبك سادهء شيرين كه اسلوب مختار متأخرين است يد بيضاء داشت . شعر را هم در حد اساتيد عصر مىبست . كتابخانهء او از انواع نسخ ادبيه مشحون بود . افاضل و ادباء را نيك ترويج مىفرمود . الغرض در بزرگى و هنرمندى و دانش‌پرورى در سلسلهء شاهزادگان از وى بهترى ديده نشد .

ميرزا محمد خان مجد الملك

علم و فضل باهر داشت و در خط تحرير و انشاء رسائل ماهر بود ، بلكه در اين دو