تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
بود . در سال يكهزار و دويست و پنجاه و هفت وقتى كه غالب علماء ممالك محروسه را حاج ميرزا آقاسى صدر اعظم محترما به طهران حركت مىداد او را نيز از يزد آوردند و مدرسهء مزبوره را با وى تفويض كردند . و در سال يكهزار و دويست و شصت و هفت از سراى فانى برفت . دو فرزند هنرمندش آقا محمد و شيخ محمد تقى در طهران مىباشند و خود اين بزرگوار ، حشره الله مع الائمة الاطهار سلام الله عليهم اجمعين ، عم فاضل اردكانى سابق الذكر مىباشد ، و آقا محمد مذكور به مزيد اعتبار و تعين مشهور است .

شيخ راضى بن شيخ محمد

از اجلهء ائمه فقهاء و مجتهدين و در طبقهء اولى از رؤساء مذهب جعفرى بود . در نجف اشرف توقف داشت . در اين دولت عليه به قصد زيارت عتبهء رضويه به طهران آمد و احترام و ازدحامى كه در تشريف مقدم چنان رئيس اعظم شايسته بود به ظهور رسيد . گروهى از علماء عجم شاگردان آن بزرگوارند ، اعلى الله تعالى درجته .

شيخ جواد

از مشاهير زهاد بود و در سلسلهء علماء دين و حفظهء شريعت و آيين او را نيز به شمار مىآوردند . در نجف توطن داشت و در اين دولت ابدآيت بر نيت زيارت آستان على بن موسى سلام الله عليه به مملكت عجم آمد و در عتبات ائمهء عراق وفات يافت .

حاج سيد على ششترى

عالم عامل و عارف كامل و فقيه فاضل بود ، به زهد و رياضات شرعيه و مخالفت نفس مشهور است . در جرگ رؤساء مذهب از كسانى معدود مىگردد كه صيت علو مقامش تا همه‌جا رسيده . شيخ الطايفه استاد الكل مرتضى الانصارى او را بر جميع اصحاب خويش علما و عملا ترجيح مىداد ، بلكه حضرت استاد مذكور را مىگويند با وى در مقام ارادت بود ، بعثهما الله المقام المحمود .

مير محمد هاشم مجتهد چهارسوئى « 1 » اصفهانى

اصلا از خوانسار است و فعلا در اصفهان رياستى عظمى دارد . خاندان ايشان به علم و عمل مشهور است . اسلاف عظامش از دوران صفويه تاكنون به فقاهت و اجتهاد آراسته‌اند . به اجازهء روايتى اين سلسله گروهى از علماء عصر نائل مىباشند ، صحبتش در طهران ادراك گرديده .

آقا سيد محمد باقر قزوينى

قويميدانى از بزرگان مجتهدين بود و رياستى عظمى داشت . مير محمد صالح و مير محمد رفيع كه هردو از مجتهدين مسلم زمان صفويه‌اند از اسلاف او مىباشند . تلمذ و تكميل مراتبش در محضر شيخ الفقهاء شيخ محمد حسن نجفى صاحب الجواهر بود و
هامش
( 1 ) - در تداول عامه و در كتب چهارسوقى گفته و نوشته مىشود .
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 196 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه