تربيت انواع گلها و رياحين
اين كار در اين روزگار رواجى عظيم گرفته است . ارباب تنعم و ترف و خداوندان مجد و شرف در مسئلهء الوان گل و سنبل و داشتن و كاشتن آنها با يكديگر مباراتى سخت مىورزند .
اما در صفت نباتات باغات جديد الغرس همايونى و حالتى كه از دميدن شميم رياحين معطر و وزيدن نسيم گلستانهاى روحپرور مىرود خود چه بگويم كه در اين مقام ناطقه گنگ است و پاى سخن لنگ . به شمايل كريم و خلق عظيم اين پادشاه قسم كه اگر كسى را فى الحقيقه دماغ جان صحيح و شامهء روان سالم باشد چون به تماشاى ساحت بساتين سلطان السلاطين بپردازد ، « بىخويشتنش سازد بوى گل و ريحانها » .
ناميهء چمن پيرا و طبيعت جهانآرا بر دامن جبال و پيرامن تلال و سطحهء بيابان و صفحهء هرسامان به هررنگ و بوى كه گل و ريحان پرورده است باغبانان حاذق و گلكاران فايق بيخش از بر برآوردهاند و در آن بوستانها فروبردهاند و از ساير ممالك و مسالك دنيا نيز تخمها و قلمها و كوزها « 1 » خواستهاند و گلستانها برآراستهاند كه هر صفحهء آنها گوئى ورقى است از گلستان شيخ بزرگوار و دفترى است مشحون به معرفت كردگار . « 2 » حضرت مستطاب اشرف و الا كامران ميرزا نائب السلطنه اميركبير وزير جنگ نصر الله را گلكارى است اروپىنژاد . وى در اين شغل تصنعات مىكند و تكلفات مىورزد .
از الوان گلها و فنون رياحين بر صفحهء گلزار اشعار مىروياند و اشكال نغز و تصويرات شگفت مىپروراند .
و آنچه در اين چهل سال بخصوص از سلطنت پادشاه زمان اقسام گل و ريحان از جنگلها و كوهساران و يا خطط شاسعهء فرنگستان به شهرهاى ايران لاسيما دار الخلافهء طهران وارد گرديده و رواج يافته بسيار است ، بعضى را در اين مقام نام برنگاريم بضميمهء برخى از خضراوات جديده و بقول غريبه .
گل سرخ مؤيدى هشت قسم
درخت اقاقيا چهار رنگ
گل بغدادى كه شبيه به گل رشتى است
گل ختمى درختى ، پرپر و كمپر دو قسم
گل يخ دو قسم
گل طاوسى دو قسم
گل صد تومانىدو قسم
گل كوكب كه بهچند لون است
گل مريم ، پرپر ، كمپر دو قسم
گل ياس چمپا قسم
گل خوزهره ، پرپر ، كمپر سه قسم
گل ساعت دو قسم
گل شمعدانى ، پرپر ، كمپر به الوان مختلفه كه بعضى معطر است ، ده قسم
گل شبوى پر پر شش قسم
گل اشرفى دو قسم
گل شاه پسند چهارده قسم
گل آويز ، پرپر ، كمپر پنج قسم
گل ناز ، پرپر سه رنگ
گل هميشه بهار فرنگى و غيره دو قسم
گل بنفشه فرنگى سه رنگ
گل بنفشه ايرانى ، پرپر سه رنگ
هامش
( 1 ) - كوزه گلدان
( 2 ) -هر ورقى دفترى است معرفت كردگار( سعدى )