اينكه آيا عليمرادى يكى از سرداران و بزرگان ايران بوده كه تن باطاعت نادر نمىداده است و يا آنكه دزدى بوده كه باسقناق كردن كوه و گذرگاه بقطع راه مىپرداخته است اقوال تاريخ متشتت است . تاريخ بختيارى در يكجا او را دزد گردنه زن معرفى مىكند و در جاى ديگر از بزرگان بختيارى مىآورد . لكهارت هدف عليمرادى را شبيه بهدف محمد خان بلوچ ذكر مىكند و مىگويد قصد او ازين نافرمانى بشاهى رساندن شاه طهماسب و فرمانفرمايى خود بر نواحى جنوب ايران بود و اين قصد از اعلاميهاى كه خطاب بطرفدارانش كرده فهميده مىشود . او در اعلاميه خود آورده چون نادر را شكست دادم بخراسان قشون خواهم فرستاد و شاه طهماسب را آورده شاه مىكنم و پس از آنكه عده كثيرى به من پيوستند ، شاه طهماسب بعراق عجم و خراسان حكم خواهد راند و من فرمانرواى همدان و فارس و كرمان خواهم شد .
[ ص 284 ]
( 1094 )
ص 284 ، سطر 4 : كرك
[ ك ر ك ] « 1 » ( اسم خاص ) . نام قريهايست « 2 » بين ريقان و بم و بشش فرسخى بم . هواى اين ده در بم و نرماشير به خوبى معروف و آب آن گوارا و سرچشمهاش از كوه « جبالبارز » است كه در سى فرسخى قرار دارد .
به « سفرنامهء بلوچستان » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 430 رجوع شود .
[ ص 285 ]
( 1095 )
ص 285 ، سطر 15 : صور
[ صو ر ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى بوده بشيروان . صاحب تاريخ داغستان مىگويد « سردار خان » آنها را از آنجا كوچانيد و بدربند برد . « 3 »
هامش
( 1 ) - اين ضبط را سفرنامهء بلوچستان ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 430 ) داده و در آنجا به صورت « كروك » نوشته شده است .
( 2 ) - سابقا درين نقطه شهرى آبادان بوده و مقدسى اين ناحيه را با « باهر » كه در همسايگى آن قرار دارد توأما ذكر و از نخلستانهاى زيادش ياد مىكند .
( 3 ) - در تاريخ داغستان از تنگه « صور » و « صورحى » نام برده شده كه مىرساند اين نام تنها نام قوم خاصى نبوده بلكه بنام محل نيز اطلاق ميشده است . صاحب تاريخ داغستان براى صور دو حدس زده يكى آنكه آن تصحيف « صول » است وصول شهركى بوده بسه فرسخى دربند و ديگر آنكه « صور » از كلمه « سور » بمعنى حصار آمده و سبب تسميه آن شهر به « صور » بواسطه سديست بدانجا .