گرفتاران قزلباشيه را در سر خيابان باغ نو بدهرهء « 1 » 84 خونريز سياست از پاى درآورد .
اعيان دولت پادشاهى چون طايفهء غليجائى و ابدالى را مشغول كار يكديگر ، و محمود را نسبت به خود از موافقان اخلاصگستر يافتند ، صفى - قليخان تركستان اوغلى را بسردارى تعيين نموده 85 ، با جمعيّت شايان و تداركات فراوان روانهء هرات ساختند . در صحراى كافر قلعه 86 فيما بين او و زمان خان تلاقى فريقين واقع شد ، سردار مزبور بىسر ، و اين معنى بيشتر باعث قوىدستى اين طايفه بىپا و سر گرديد . افاغنه در آن ولايت اقتدار كلى بهمرسانيده ، چند سال آن نواحى را در تصرف داشتند ، تا آنكه بارقهء 87 تيغ جهانگير حضرت ظلّ اللهى ظلمتزداى آن بلاد ، و بازوى دولت نادره « 2 » قالع 88 بنيان فتنه و فساد گرديد .
[ 3 - شورش تركمانيهء صاين خانى استراباد ]
ديگر شورش تركمانيهء صاين خانى استراباد است « 3 » ، كه تابع خوارزماند ، اما در نواحى دشت قپچاق 90 و جرجان 89 سكنى دارند . اگرچه « 4 » آنها بعضى اوقات بنابر صرفهء كار خود اظهار ايلى و انقياد بحكّام استرآباد مىكردند ، اما در اغلب اوقات منشأ تاخت و تاز و سركشى و افساد 91 بودند . در سوالف 92 ايّام سرداران صاحب شوكت بتنبيه ايشان تعيين گشته ، طرفى نبستند ، و روز بروز فتنهء ايشان تزايد مىيافت ، تا اينكه خورشيد ذات جهانآراى اقدس از افق سرورى طلوع كرد ، و شبپره طبعان سر بزاويهء خمول 93 كشيدند .
[ 4 - شورش لكزيهء داغستان و انقلاب حدود شيروان ]
ديگر شورش لكزيهء داغستان و انقلاب حدود شيروان بود : جماعت جاروتلهء 94 لكزيه ، كه اهل شيروان را مصدوقهء
« الْجارِ الْجُنُبِ »
« 5 »
هامش
( 1 ) - « و » : « باره »
( 2 ) - « ح » ، « ط » : « نادرى »
( 3 ) - « ح » ، « ط » : « اين گروه گرچه تابع » .
( 4 ) - « ح » و « ط » بجاى « اگرچه » « و » آمده است .
( 5 ) - قرآن كريم سورهء 4 قسمتى از آيهء 35 ، معنى : « همسايه بيگانه » .