محمد مهدى بن محمد نصير استرابادى عفا اللّه عنهما ، كه از چاكران حضور پر نور و بضبط وقايع مأمور است ، باظهار مجمل امورى كه در ايّام سلطنت خاقان شهيد سعيد شاه سلطان حسين « 1 » روّح اللّه روحه تا آغاز ظهور دولت اين شاهنشاه صاحب تأييد بظهور رسيده ، شروع مينمايد ، كه تا بر عالميان منكشف شود كه ايران چگونه ايران ، و ممالك چه قسم ويران بود ، كه آن حضرت بمعمارى عزم متين آن ويرانى را درست كردند ، و گلهاى اين گلشن افسرده را ، كه از هجوم سبزهء بيگانه پنهان ، و لگدكوب حوادث زمان بود ، بچه آب و رنگ از تازگى بعرصهء ظهور آوردند .
فرد
سرگذشت عهد گل را از نظيرى بشنويد * عندليب آشفتهتر مىگويد اين افسانه را
« هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ »
« 2 »
[ پيشدرآمدى بر ظهور نادر ]
[ 1 - طغيان مير وِيْس غليجائى ]
از جمله آشوبى كه در عهد سلطنت خاقان مغفور بر همزن هنگامهء ملك ايران شد طغيان مير ويس غليجائى و مقدّمهء قندهار بود ، كه در ماه صفر سال هزار و صد و بيست و يك هجرى مطابق اودئيل 60 « 3 » بوقوع پيوست . 61 تبيين اين مقال آنكه : گرگين خان ملقّب بشاهنواز خان والى گرجستان در آن اوان بيگلر بيگى قندهار بود . گرجيّهاى كه باتفاق او در قندهار ميبودند ابواب بىاعتدالى باز و دست تسلّط بر افاغنه دراز كرده ، ميرويس غليجائى حاكم آن گروه ، از جان بستوه ، و از روى تظلم رو بدرگاه فلك شكوه آورد . چون در دربار پادشاهى كسى ، و در دولتسراى سلطنت دادرسى نيافت ، روى ارادت برتافت ، و بكعبهء معظم شتافت ، و در حين مراجعت تتبع امور و ملاحظهء اوضاع نزديك و دور كرده ، وارد قندهار شد ، و در وقتى كه
هامش
( 1 ) - در نسخ « ب » و « ز » اين نام وجود ندارد .
( 2 ) - قرآن كريم سورهء 45 آيهء 28 ، معنى : « اين است كتاب ما سخن گويد بر شما براستى »
( 3 ) - در نسخ « ب » و « و » « سيچقان ئيل » بجاى « اودئيل » ضبط شده است . رجوع بتعليقات شود .