در اين كتاب ما گاه او را مغلقنويسى مىبينيم كه چون عبارات « درّه » در دره و تپههاى صنايع ادبى افتاده و برديف كردن جناسها پرداخته است و ديگر گاه سادهنويسى جلوه مىكند كه در مسير هموار عبارات ساده مبيّن عقايد و آراء خود مىباشد .
ظاهرا اين كتاب بهترين معرّف وضع نثر در اواخر دوران صفويست و نيز وجود اغلب اين منشآت در آن و در ديگر كتب ميرزا مهديخان بزرگترين راهنماى مصححين در رفع اشتباهات نسخ مغلوط است .
از كتاب منشآت نسخ خطى فراوان و نيز چاپ سنگى از آن با منشآت قائمقام و امير نظام گروسى بدست است .
5 - كتاب جهانگشاى نادرى :
اين كتاب كه در فهرست كتابخانهها و متون كتب تاريخى و معاصر ميرزا - مهدى خان « 1 » باسم « تاريخ نادرى » مىآيد معلوم نيست كه بچه عنوان نام « جهانگشا » به خود گرفته است . چه نه در متن كتاب و نه در ساير نوشتههاى ميرزا مهديخان بجايى برنميخوريم كه مؤلّف از آن به « جهانگشاى نادرى » تعبير كرده باشد .
در صفحهء 29 متن حاضر ميرزا مهديخان بدون توضيح اضافى كتاب خود را فقط « روزنامچهء ظفر » نام ميبرد . - از آنجا كه تيمور و فتوحاتش سرمشق نادر بودهاند « 2 » ظاهرا « روزنامچهء ظفر » بايد تقليدى از « ظفرنامهء تيمورى » باشد كه بعدها به « جهانگشاى - نادرى » تغيير نام داده است . در هر حال امروز اين كتاب بين اهل فن به « جهانگشاى نادرى » شهرت دارد و شهرتش در اين نام آنچنان است كه نام « تاريخ نادرى » را به كلى از دهانها انداخته است .
كتاب « جهانگشا » كه نمونهء كامل نثر اواخر عهد صفوى است به عكس « درّهء نادره » لفظ در آن چندان بجاى معنى ننشسته و بازيگرىهاى لفظى مزاحم بيان معنى نشده است . يعنى نويسنده آنقدر كه توجّه بمضمون دارد كمتر بشوخيها و خنكىهاى صنايع
هامش
( 1 ) - در مجمع التواريخ صفحهء 1 آمده : « ميرزا مهديخان مؤلف تاريخ نادرى »
( 2 ) - در صفحهء 371 متن جهانگشا نادر بآشكارا از تصميم خود بشاهى ايران و هند و توران و روم ، كه مسند شاهى تيمور بوده ، دم مىزند