زغر يا صغر شهرى است در ساحل شرقى درياچهء بدبو . به نوشتهء يعقوبى ، اهالى شهر زغر مردمى بههم آميختهاند . « 1 » صاحب حدود العالم مىنويسد : زغر شهركى است از ديار قوم لوط و اندر وى آبادانى اندك است و در حدود زغر كوه بلقاء واقع است كه شهرها و روستاهاى بسيار دارد و مردم آن خوارجند . « 2 » مقدسى در وصف آن مىنويسد :
زغر بندرى سودآور بر كنار درياچهء مقلوبه است و مردمش سياهچرده و درشت اندامند و آبش همانند آب جهنم است و آن شهر باقيماندهء شهرهاى لوط است . « 3 » حمد الله مستوفى مىنويسد : زغر چشمهاى است كه به دختر لوط پيامبر ( ع ) منسوب است ؛ جهت آنكه آن دختر در همانجا درگذشته بود . « 4 »
بلقاء يكى از خورههاى كوههاى شراة ( دنباله كوههاى داخل عربستان ) در شام و ناحيهاى آبادان است و عمّان كه قبلا دربارهاش سخن گفتيم از شهرهاى آن است .
نوشتهاند كه پيامبر خدا ( ص ) در ماه صفر سال يازدهم ، اسامة بن زيد را مأمور بلقاء و اذرعات و مؤتهء دمشق كرد . « 5 » بلاذرى مىنويسد : ابو عبيده با جماعتى از مسلمانان به مآب در سرزمين بلقاء آمد كه در آن دشمنان گرد آمده بودند و آنجا را به صلحى مانند صلح بصرى گشود . روايت ديگرى حاكى از آن است كه يزيد بن ابى سفيان به عمّان رفت و آنجا را به آسانى و به صلحى مانند صلح بصرى گشود و بر سرزمين بلقاء چيره شد . « 6 » بلقاء در قرن سوم هجرى از نواحى اطراف دمشق بوده است . « 7 » يعقوبى در اواخر قرن سوم هجرى مىنويسد : اهالى بلقاء قومى از قيس و نيز جماعتى از قريش هستند . « 8 » ياقوت مىگويد : ده ستمگران كه خداوند بزرگ اراده كرده و فرموده ، در آنجا گروهى از ستمگرانند ، از ناحيهء بلقاء است ، بعضى هم گفتهاند ، بلقاء شهر شراة شام است و آن سرزمين معروفى است . « 9 »
هامش
( 1 ) . البلدان ؛ ص 106 .
( 2 ) . حدود العالم ؛ ص 174 .
( 3 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 249 و معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 411 .
( 4 ) . نزهة القلوب ؛ ص 290 .
( 5 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 255 .
( 6 ) . فتوح البلدان ؛ ص 164 و 182 .
( 7 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 59 .
( 8 ) . البلدان ؛ ص 105 .
( 9 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 489 .