بكرى دربارهء اهميت و شكوه رقّاده در دوران اغلبيان و فاطميان مىنويسد : اما امروز شهر رقّاده ويرانه است و اميد بازسازى و بهبود دوبارهء آن نمىرود . « 1 » ياقوت نيز همان اوصافى را كه بكرى دربارهء رقّاده گفته ، تكرار كرده فقط دربارهء وجه تسميهء رقّاده مىنويسد : ابا الخطاب عبد العلى بن السمع المعاقرى كه دعوت اباضيه را در آنجا برپا كرد ، زمانى كه براى جنگ با قبيلهء بربر و رفجومه كه همراه عاصم بن جميل به قيروان دست يافته بودند ، رفت و با آنها در محل رقّاده برخورد كرد و با آنان جنگ خونينى كرد و از كشتههاى آنان تلها و پشتههاى روى هم افتاده ساخت ، اين منطقه را به همين دليل رقّاده ناميدند . « 2 » لئون افريقى در قرن دهم هجرى مطلب مهمى راجع به رقّاده ندارد و فقط به وجود اين شهر در زمان اغلبيان اشاره كرده است ؛ به احتمال زياد در زمان او ، رقّاده ويران بوده است . « 3 » در اينجا مطالب دربارهء افريقيه را پايان مىدهيم و به توصيف شهرهاى مغرب اوسط مىپردازيم .
مغرب اوسط
دومين قسمت مغرب به مغرب الاوسط معروف بوده . درازاى اين منطقه از شهر وهران ، به فاصلهء يك روز راه از تلمسان ، آغاز مىشده و تا پايان شهر بجايه امتداد مىيافته ؛ پهناى آن نيز از ساحل درياى روم يا مديترانه بوده است تا صحراهاى افريقا در جنوب . « 4 »
بجايه « 5 » يا بوژى « 6 » بندر و شهرى است قديمى در شمال غربى ولايت قسنطينه « 7 » ، واقع در شمال شرقى كشور الجزاير . بندرگاهش خوب و موقعيتش عالى است و سابقهاش به دورهء روميان مىرسد . اين شهر در 1833 م به تصرف دولت فرانسه درآمد . لفظ فرانسوى بوژى كه بر شهر نهادهاند ، به معناى شمع است و به لحاظ شمعهايى بوده كه از اينجا صادر مىشده است . « 8 » به نوشتهء ابن خلدون : اعقاب ادريسيان كه در مغرب فراوان
هامش
( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 284 .
( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 55 .
( 3 ) . وصف افريقيا ؛ ج 2 ، ص 90 .
( 4 ) . تقويم البلدان ؛ ص 163 - 164 .
( 5 ) .Bejaya( 6 ) .Buji( 7 ) .Qostantina( 8 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 1 ، ص 389 .