مىداند . « 1 » اسكندرونه در قرن ششم هجرى شهرى پركشت و زرع و غلات و پرنعمت بوده است . « 2 » ياقوت مطلب مهمى دربارهء اسكندرونه ندارد جز آنكه مىنويسد : ميان اسكندرونه و بغراس چهار فرسخ راه بوده است . « 3 »
اردوگاه قنّسرين
قنّسرين شهر قديمى سوريه شمالى است . نام باستانى آن خلكيس « 4 » بود و در عهد مسيحيت به آن كننشر « 5 » مىگفتند . شهر در مصبّ رود قويق « 6 » به درياچهء مردابى مطخ « 7 » قرار گرفته است . « 8 » پس از احياى دين مسيح در شامات ، يوحناى افتونيايى « 9 » ديرى در اين شهر بنا كرد كه بعدها مركز تعليم علوم يونانى گرديد . « 10 » اين شهر در جنگهاى ميان ايران و روم در 573 و 608 م به تصرف ايران درآمد . « 11 » بلاذرى مىنويسد : ابو عبيده ، قنّسرين و كورههاى آن را به سال 16 ق فتح كرد . « 12 » به دوران امويان ، از حمص و قنّسرين و ولاياتى كه امروز عواصم ناميده مىشود ، هشتصد هزار و به قولى هفتصد هزار دينار ماليات دريافت مىشده است . « 13 » ابن خرداذبه ، نواحى قنّسرين را ياد كرده ، مىنويسد :
ماليات آن و كرسىنشينها چهارصد هزار دينار است . « 14 » قدامه ، ماليات كرسىنشينها را ، بر خلاف ابن خرداذبه ، سيصد و شصت هزار دينار آورده است . « 15 » در البلدان يعقوبى ، سخنى از اردوگاه قنّسرين نيست ؛ شايد دليل اين امر ناقص بودن كتاب اوست . او فقط
هامش
( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 154 .
( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 646 .
( 3 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 182 .
( 4 ) .Xalkis( 5 ) .Qen - nashre( 6 ) .Qovayq( 7 ) .Matx( 8 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 2 ، ص 2086 .
( 9 ) .Aphtonia( 10 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ؛ ص 139 .
( 11 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 2 ، ص 2086 .
( 12 ) . ياقوت سال فتح آن را 17 هجرى نوشته است ( ج 4 ، ص 403 ) .
( 13 ) . فتوح البلدان ؛ ص 201 .
( 14 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 58 .
( 15 ) . كتاب الخراج ؛ ص 163 .