قرار دارد . « 1 » به نوشتهء مسعودى انقره اسقفنشين بوده است . « 2 » مقدسى در شرح راههاى اقليم أقور از انقره نام برده است . « 3 » در اواخر قرن پنجم و اوايل ششم هجرى قمرى به دنبال نزاع امير ملطيه و گمشتكين ، امير دانشمندى كه از فرنگان كمك خواسته بود ، قلعهء انكوريه ( انقره ) به تصرف فرنگان درآمد . « 4 » انقره در دورهء سلاجقهء روم از شهرهاى مهم بوده و نخستينبار قلج ارسلان سلجوقى ، كفار روم را منهزم و انقره را مسخّر كرد « 5 » و بعدها در تقسيمبندى قلج ارسلان انقره به محى الدين ( مسعود شاه ) رسيد ؛ « 6 » ولى برادرش علاء الدين كيقباد كه از دست عز الدين كيكاووس به انقره گريخته بود ، آنجا را از محى الدين گرفت و او را تبعيد كرد . « 7 » به نوشته ادريسى از كمخ تا انقره ، كه شهر ويرانى است ، راه ادامه دارد . « 8 » ياقوت مىنويسد : انقره ، انكوريه نيز خوانده مىشود . نام آن در روايت امرؤالقيس كه براى انتقام قتل پدرش به دربار روم رفت تا كمك بگيرد . . . ، آمده است . « 9 » ابو الفداء از ابن سعيد روايت مىكند كه شهر انكوريه ( أنقره ) داراى قلعهاى است بر تپهاى بلند . در آنجا آب جارى و بوستان نيست . شهر در ميان كوه واقع شده .
شرب مردم آن از چاههاست ، ولى آب چاه آن چنان فراوان است كه به آسانى مىتوان بدان دست يافت . ميان انكوريه و قسطمونيه پنج روز راه است . « 10 » به نوشتهء حمد الله مستوفى ، انقره از اقليم چهارم است . هوايش به سردى مايل و حاصلش غله و ميوه و پنبه است . « 11 » شهرت تاريخى انقره بدان سبب است كه در اين شهر در سال 804 قمرى امير تيمور در جنگ خونينى بر سلطان عثمانى ايلدرم بايزيد غالب شد و او را اسير كرد . « 12 »
دومين اميرنشين تركمان ، اميرنشين قزل احمدلى است كه از شمال به درياى سياه ، از جنوب به ولايت قرامان و عثمانلى ، از مشرق به متصرفات ايلخانان مغول
هامش
( 1 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 78 و التنبيه و الاشراف ؛ ص 153 .
( 2 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 138 .
( 3 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 210 .
( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 266 .
( 5 ) . تاريخ سلاجقه ( مسامرة الاخبار و . . . ) ؛ ص 28 .
( 6 ) . همان ؛ ص 30 .
( 7 ) . همان ؛ ص 33 .
( 8 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 811 .
( 9 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 271 .
( 10 ) . تقويم البلدان ؛ ج 1 ، ص 271 .
( 11 ) . نزهة القلوب ؛ ص 94 .
( 12 ) . سرزمينهاى خلافت شرقى ؛ ص 158 .