دينش از او رضايت دارند و هرگاه درگذشت ، كس ديگرى را به جاى او انتخاب نمىكنند ، مگر آنكه در دادگرى و برپايى حق مانند او باشد . « 1 » به نوشتهء ياقوت ، أوال يا أوال جزيرهاى است كه دريا آن را احاطه كرده و در ناحيهء بحرين قرار دارد . در اين جزيره درختان نخل و ليمو و بوستانها فراوان است . « 2 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء به نقل از بلدى عامرى مىنويسد : أوال جزيرهاى است نزديك قطيف ( در بحرين ساحلى ) ، فاصلهء آن تا قطيف از راه دريا دو روز راه است و در صورت وزيدن باد موافق كمتر مىشود . . . صيدگاه خوبى براى صيد مرواريد دارد . . . بيش از سيصد ديه ، تاكستانهاى بسيار ، نخلستان ، اترج و مراتع وسيع دارد . . . و از اماكن بسيار گرم است . « 3 »
يمامه كه در قديم به نام « جوّا » خوانده مىشد « 4 » ، به نوشتهء مقدسى در قرن چهارم هجرى قمرى يكى از چهار ناحيهء جزيرة العرب و وابسته به خورهء حجر ( هگر ) بوده است . همو در جاى ديگر مىنويسد : يمامه ناحيتى است كه قصبهء آن حجر است . شهرى بزرگ كه دژها و ديهها آن را دربر گرفته است . « 5 » به نوشتهء ياقوت ، يمامه از ناحيههاى نجد شمرده مىشد و مركز آن حجر بوده است . « 6 » به هنگام پيدايش اسلام يمامه شهرها و روستاهايى داشته ، از جمله منفوخه كه قبر اعشى ، سخنسراى عرب ، در آنجا بوده است .
يكى ديگر از اماكن آن سدوس است كه از شهرهاى باستانى است و اكنون در آن آثارى از گذشته پيدا شده ، در آنجا تنديسى به قطر 3 و بلندى 22 پا يافت شده است . آلوسى در تاريخ نجد مىنويسد : در نزديكى سدوس ساختمانهايى است كه گمان مىرود از آثار حميريان ( تبعان ) باشد . همچنين گفتهاند در ميان اين آثار چيزى است مانند گلدسته و بر آن نبشتههاى كنده شدهء بسيار است . . . چون مردم سدوس رفتوآمد جهانگردان فرنگى را به آنجا ديدند ، ويرانش كردند تا با ايشان ارتباطى نداشته باشند . « 7 » در روستاى فاو ، كه
هامش
( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 386 و 387 .
( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 1 ، ص 395 .
( 3 ) . تقويم البلدان ؛ ص 425 .
( 4 ) . معجم البلدان ؛ ج 5 ، ص 442 .
( 5 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 102 ، 104 و 133 .
( 6 ) . معجم البلدان ؛ ج 5 ، ص 442 .
( 7 ) . المفصل فى تاريخ العرب . . . ؛ ج 1 ، ص 182 و 183 .