روايتى سال هشتم هجرت فتح كرد . « 1 » ابو الفداء به نقل از ادريسى مىنويسد : خيبر شهرى كوچك و قلعهمانند است ، داراى نخلستانها و كشتزارها . در صدر اسلام خانه بنى قريظه و بنى نضير بوده و جايگاه سمؤل بن عاديا آنجا بوده است . « 2 »
جار ، بندرى است در كنار مدينه و تا ساحل درياى قلزم امتداد دارد . ميان جار تا مدينه يك شبانهروز راه است . اصطخرى مىنويسد : فاصله اين بندر تا مدينه سه مرحله است . جار از بندر جدّه كوچكتر است . « 3 » مقدسى دربارهء جار مىنويسد : در كرانهء دريا واقع است و از سه جهت ديوار ( بارو ) دارد و سمتى كه به سوى درياست ديوار ندارد ، خانههايش بلند و بازارى آبادان دارد . انبار شهر مدينه به شمار مىرود . آب جار از محل بدر جارى است . خوراك مردم آن از مصر مىآيد . در اين بندر مسجد جامعى است كه صحن ندارد . « 4 » به نوشتهء ياقوت بندر پرجمعيت جار لنگرگاه كشتيهايى است كه از سرزمين حبشه ، مصر ، عدن ، چين و ساير شهرهاى هند به آنجا مىآيند . اين بندر كاخهاى بسيار و مسجد جامعى دارد . آب آشاميدنى آن از چشمه يليل تأمين مىشود . در مقابل جار جزيرهاى به مسافت يك ميل در يك ميل است كه جز كشتيهاى حبشه ، كشتى ديگرى از آنجا عبور نمىكند . « 5 »
فرع منزلگاهى در جنوب شهر مدينه و به فاصلهء چهار روز راه از آن است . پيامبر خدا ( ص ) در سال سوم هجرت براى جنگ با قبيلهء بنى اسلم به ناحيهء فرع رفت . « 6 » به نوشتهء اصطخرى فرع منبر و جامعى داشته است . در زمان مؤلف ، كشتزارهاى خراب فراوانى در اطراف فرع بوده است . « 7 » به نوشته مقدسى فرع از نواحى مكه بوده است . « 8 » ياقوت مىنويسد : فرع دهى از نواحى ربذه در سمت چپ سقياست كه ميان آن و مدينه هشت بريد راه است ، منبر و نخلستان دارد و آبش فراوان است . « 9 » به نوشته ابو الفداء فرع
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 503 و 504 .
( 2 ) . تقويم البلدان ؛ ص 89 .
( 3 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 21 .
( 4 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 119 .
( 5 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 5 .
( 6 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 222 .
( 7 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 21 .
( 8 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 77 .
( 9 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 878 .