تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
در واقع نمايندهء دوره‌اى است كه در آن مؤلفان در انديشهء تأليف لغتنامه‌هايى بوده‌اند كه به پايان رساندن آنها جز با تكيه بر اطلاعات وسيع جغرافيايى گردآمده تا آن زمان و پيروى از روش جغرافياى شام ممكن نبوده است . « 1 »

انحطاط جغرافيا و بررسى عوامل آن

از قرن ششم تا قرن دهم هجرى نشانه‌هاى انحطاط در كار جغرافيانويسان مسلمان آشكار مىشود ؛ چنان كه ، به استثناى آثار ادريسى و ابو الفداء ، تأليفات اين دوره در مقايسه با تأليفات دوره‌هاى قبل در سطح پايين‌ترى قرار دارد . توجه عالمانه همراه با نقّادى نسبت به موضوع و اهميت دادن به صحت اطلاعات كه از مختصات نويسندگان قديمتر بود ، از ميان رفته و خلاصه كردن معلومات روايتى و نظرى قديم جانشين آن شده بود . « 2 » برخى را عقيده بر آن است كه حمله مغول در قرن هفتم ق / سيزدهم م ضربهء كشنده‌اى بر پيكر فرهنگ اسلامى وارد كرد و سبب شد كه به دنبال آن يك دورهء فترت پيش آيد . اعتقاد بعضى بر آن است كه متون جغرافيايى ديگر شامل اطلاعات باارزش نبود و شكل تقليدى بىارزشى داشت . « 3 » روش وصف جهان به صورت كلى كه جغرافيادانان دورهء گذشته ( قرن ششم ) از آن پيروى مىكردند ، توسط بعضى از جغرافيادانان اين دوره ( دورهء فترت ) زنده نگاه داشته شد ، ولى چون دستگاه خلافت عباسى در اين هنگام در حال فروپاشى بود ، آنان كمتر به تأليفاتى كه به بحث در بلاد اسلامى منحصر باشد مىپرداختند . شكل و ترتيب ابواب كتابهاى جغرافيا نيز با شكل و ترتيب كتابهاى جغرافياى قديم متفاوت بود . در تأليفات تازه اين تمايل پيدا شده بود كه جغرافياى نجومى و رياضى را به جغرافياى وصفى نزديك كنند . در اين دوره تأثير جغرافياى يونانى در بعضى از تأليفات آشكارتر بود ، در صورتى كه تأثير جغرافياى ايران و هند رو به نقصان مىرفت . شايد اين نقصان بدان علت بود كه كتابهاى جغرافيايى را به زبان فارسى تأليف مىكردند ، ولى فعاليت جغرافيايى در مراكزى مانند شام ، سيسيل و
هامش
( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 109 . ( 2 ) . همان ؛ ص 108 . ( 3 ) . خدمات مسلمانان به جغرافيا ؛ ص 130 و 131 .