الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ
« 1 » يعنى هيچ يار و ياورى براى كافران نيست .
( 1 ) 5 - به معناى پسر عمو ، چنان كه شاعر گويد :
مهلا بنى عمّنا مهلا موالينا * لا تنبشوا بيننا ما كان مدفونا « 2 »
و شاعر ديگر مىگويد :
هم الموالى حتفوا علينا * و إنّا من لقائهم لزور « 3 »
صاحب صحاح از ابو عبيده نقل كرده كه منظور گويندهء اين شعر از كلمهء « موالى » پسر عموهايش هستند و بعد مىگويد : مثل آيهء شريفه است كه مىفرمايد :
ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا
. « 4 »
( 2 ) 6 - به معناى هم قسم ، شاعر مىگويد :
موالى حلف لا موالى قرابة * و لكن قطينا يسئلون الأتاويا « 5 »
مىگويد : آنان ، همپيمانانند ، نه پسر عموها ، در كتاب صحاح مىگويد : امّا قول
فرزدق : و لو كان عبد اللّه مولى هجوته * و لكن عبد اللّه مولى المواليا « 6 »
( 3 ) چون عبد اللّه بن اسحاق ، هم پيمان حضرميان بود و ايشان با عبد الشّمس بن عبد مناف هم پيمان بودند و هم پيمان را در لغت عرب ، مولى گويند . اين كه موالى را در آخر شعر نصب داده است به خاطر ضرورت شعرى به اصل خود بازگردانده است و كلمهء مولى را بدان جهت تنوين نداده است كه به منزلهء غير معتل فرض كرده است كه منصرف نمىباشد .
هامش
( 1 ) محمد ( 47 ) آيهء 11 : و براستى كه براى كافران هيچ يار و ياورى نيست .
( 2 ) آهستهاى عموزادگان ما ! دست نگهداريد پسر عموها ! آنچه بين ما نهفته و مخفى است فاش و بر ملا نسازيد .
( 3 ) آن عموزادگان به زيان ما هلاك شدند در حالى كه ما با ديدار ايشان توانمند بوديم .
( 4 ) غافر مؤمن ( 40 ) آيهء 67 : سپس شما را كودكى بيرون مىآورد .
( 5 ) همپيمانان قسم خوردهاند ، نه خويشاوندان ( پسر عموهاى ) ما ليكن اين همراهان و همگامان ما از ما رشوه مىخواهند !
( 6 ) اگر عبد اللّه هم پيمان مىبود من او را هجو مىكردم ، ليكن او سرور سروران است !