( 1 ) و اما اين كه گفتند : غسل براى رخداد مرگ است ، مىگوييم : شايد بخصوص فاطمه ( ع ) را چنين دستورى بوده است ! ابن سعد اين حديث را در كتاب « طبقات » از يزيد بن ابراهيم بن سعد و او از محمد بن اسحاق نقل كرده است .
بعضى نقل كردهاند كه او را فرشتگان غسل دادند و روايت شده است كه اسماء بنت عميس او را غسل داد و قول صحيحتر آن است كه على ( ع ) او را غسل داد و اسماء بر پيكر وى آب مىريخت .
( 2 ) اگر كسى بگويد كه از نظر ابو حنيفه جايز نيست كه مرد همسر خويش را غسل دهد ؟
جواب اين است كه على ( ع ) اختصاصا چنين دستورى را داشته است ! و موقعى كه ابن مسعود به وى اعتراض كرد ، به او گفت : مگر از رسول خدا ( ص ) نشنيدى كه مىفرمود :
« فاطمه در دنيا و آخرت همسر توست » بنابراين با مرگ علاقهء زوجيّت بين على و فاطمه گسسته نشده است و على ( ع ) بر جنازهء او نماز گزارد و بعضى گفتهاند : ابن عبّاس نماز خواند ، على جنازهء فاطمه را شبانه در قبرستان بقيع دفن كرد و چون دفن كرد اين شعر را خواند :
« لكلّ اجتماع من خليلين فرقة * و كل الّذى دون الفراق قليل
و انّ افتقادى فاطم بعد أحمد * دليل على ان لا يدوم خليل » « 1 »
و نيز گفت :
« ألا ايّها الموت الّذى ليس تاركى * أرحنى فقد أفنيت كل خليل
اراك بصيرا بالّذين أحبّهم * كانّك تنحو نحوهم بدليل » « 2 »
( 3 ) سپس كنار قبر رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : « درود بر تو اى رسول خدا ، از من و از
هامش
( 1 ) هر اجتماع دوستان سرانجام به جدايى مىانجامد و هر مصيبتى جز جدايى ( مرگ ) ناچيز است و رفتن فاطمه پس از رحلت پيامبر ( ص ) خود دليل آن است كه هيچ دوستى پايدار نمىماند !
( 2 ) اى مرگ كه سرانجام مرا فرو نخواهى گذاشت هم اكنون مرا آسوده كن زيرا من همهء دوستان را از دست دادم ! من تو را مىبينم كه نسبت به هر كه من دوست دارم آشنايى گويا وسيلهء راهنمايى آهنگ سمت ايشان را كردهاى !