2 - كافور نام چشمهاى است در بهشت .
3 - چون بر ايشان در دنيا گرماى ترس غلبه كرد ، در بهشت ، كافور بر مزاج آنها درآميخت .
( 1 ) از جمله ، « هاء » در عبارت
« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ »
« 1 » به خداى تعالى برمىگردد .
و بعضى گفتهاند : به خاطر علاقهء به پاداش و به قولى به خاطر دوست داشتن غذا به دليل نيازى كه به آن داشتند .
( 2 ) از جمله ، آيهء مباركهء
« لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً »
« 2 » و مقصود از زمهرير ، ماه است ، شاعر مىگويد :
و ليلة ظلامها قد اعتكر * قطعتها و الزّمهرير ما ظهر « 3 »
( 3 ) از جمله ، آيهء شريفهء
« إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً »
« 4 » . اگر كسى بگويد : مرواريد به رشته كشيده بهتر از پراكنده است ؟ جواب آن است كه مقصود در اينجا ، پراكنده در خدمتگزاريند ، به خاطر رنجى كه آنان در دنيا متحمّل شدهاند خداوند در آخرت خدمتگزارانى بر ايشان گمارده است .
( 4 ) از جمله ، آن كه خداى تعالى در اين سوره تمام آنچه را كه به نعمتها و لذّات بهشتى همانند درختان ، رودها ، غلمان ، غذاها ، كاخها و . . . ذكر كرده است جز اين كه حوريان را ( نام نبرده ) تا آنجا كه دانشمندان از شرح اين امور در شگفت شدهاند و نام نبردن حوريان را در ضمن نعمتهاى ياد شده ، مطلب تازهاى يافتهاند ! بعضى گفتهاند : اين نام نبردن تنها به خاطر رشك بر زهراى انسى ( فاطمه ( ع ) ) است كه هووهاى بهشتى ( حوريان ) را نام نبرده است . و يا به خاطر آن است كه حوريان خدمتگزاران و بردگانند ، بردگان با آزادگان قابل ذكر نيستند .
( 5 ) از جدّم شنيدم كه در سال پانصد و نود و شش در مجالس موعظهاى كه در بغداد
هامش
( 1 ) انسان ( 76 ) آيهء 8 : و غذاى خود را با اين كه علاقه ( و نياز ) دارند . . .
( 2 ) انسان ( 76 ) آيهء 13 : نه در آنجا آفتابى ( گرماى آفتاب ) و نه سرمايى مىبينند .
( 3 ) شبى را كه تاريكيهايش رو آورده بود ، سپرى كردم در حالى كه ماه ( در آن شب ) برنيامد .
( 4 ) انسان ( 76 ) آيهء 19 : چون ايشان را ببينى ، پندارى كه ايشان مرواريد پراكندهاند .