نمىرسد ، دختر منظور بن يسار فزارى در خانهء او بود و زنى از بنى اسد ، هر دو را طلاق داد و توسط غلامش يسار براى هر كدام ده هزار درهم فرستاد ، زن فزارى گفت : خدايش جزاى خير دهد ولى زن اسدى گفت : « متاع اندكى از دوستى جدا شده ! » وقتى كه غلام به آن حضرت نقل كرد ، به زن اسدى رجوع كرد و فزارى را ترك گفت .
( 1 ) در روايتى آمده است كه وى با نود زن ازدواج كرد « 1 » . ابن سعد مىگويد : وى پرطلاق بود ، و به قولى به زن اسدى رجوع نكرد ، و نيز مىگويد : از هيچ زنى جدا نشد مگر اين كه آن زن وى را دوست مىداشت .
( 2 )
وفات آن حضرت
مورّخان نقل كردهاند : حسن ( ع ) پس از صلح با معاويه ، تا سال چهل و نه ، در مدينه اقامت گزيد و چهل روز مريض شد و در بيست و پنجم ربيع الاول از دنيا رفت .
( 3 ) واقدى مىگويد : سال پنجاه و به قولى سال پنجاه و يك وفات يافت كه قول اول مشهورتر است و دربارهء عمر وى نيز دو قول مختلف است : قول اوّل چهل و نه سال و دوم چهل و هفت سال كه اولى صحيحتر است ، وى در قبرستان بقيع دفن شد و قبر آن حضرت آشكار و زيارتگاه است .
( 4 )
علت وفات آن حضرت
سيرهنويسان از جمله ابن عبد البر مىگويند : همسر وى جعده دختر اشعث بن قيس كندى او را مسموم كرد .
( 5 ) سدى مىگويد : يزيد بن معاويه جعده را فريب داد كه اگر حسن را مسموم كنى من با تو ازدواج مىكنم ! از اين رو او را مسموم كرد و چون حسن ( ع ) از دنيا رفت ، به يزيد پيغام داد تا به وعدهاش وفا كند ، او گفت : به خدا سوگند كه ما تو را براى حسن نپسنديديم آيا براى خود مىپسنديم ؟ !
هامش
( 1 ) متأسفانه از اين قبيل مطالب در بعضى كتب عامه فراوان است ! - م .