كه در كودكى از دنيا رفت . بعضى گفتهاند : حسن ششماهه به دنيا آمد .
( 1 ) ابن سعد در « طبقات » نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) براى حسن و حسين دو گوسفند نرينه عقيقه كرد و فاطمه ( ع ) موهاى سر آنها را چيد و وزن كرد و به وزنش نقره و به قولى نقره و طلا صدقه داد و اين قضيه در روز هفتم تولدشان بود و وزن موى آنها يك درهم بود .
( 2 )
فضايل حسن عليه السلام
وى از بزرگترين بخشندگان ، و داراى ذهنى وقّاد بود ، رسول خدا ( ص ) او را بسيار دوست مىداشت .
( 3 ) احمد در مسند به نقل از محمد بن جعفر و او از شعبه از عدى بن ثابت از قول براء بن عازب نقل كرده مىگويد : ديدم رسول خدا ( ص ) حسن را روى شانهاش نهاده ، مىگويد :
« خداوندا ! من او را دوست دارم تو هم او را دوست بدار ! » اين حديث مورد اتّفاق همه است . و در روايتى آمده است : « خداوندا دوستداران او را دوست بدار ! » .
( 4 ) احمد نيز از قول محمد بن عبد اللّه بن زبير و او از عمر بن سعيد از ابن ابى مليكه و او از عقبة بن حرث - كنيهء وى ابو سروعه است - نقل كرده ، مىگويد : أبو بكر چند شب پس از وفات رسول خدا ( ص ) نماز عصر را خواند بعد كه از مسجد بيرون شد به هنگام رفتن در حالى كه على ( ع ) در كنار او بود ، ديد حسن بن على ( ع ) با كودكان بازى مىكند او را روى شانهاش نشاند و چنين مىگفت :
يا بأبى شبه النبى * ليس شبيها بعلى « 1 »
و على مىخنديد ، اين حديث را تنها بخارى نقل كرده است « 2 » .
( 5 ) احمد نيز از عبد الرزّاق و او از معمر از قول همام از زهرى به نقل از حسن بصرى و او از ابو بكره و نفيع بن حرب نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا ( ص ) را در حالى روى منبر ديدم
هامش
( 1 ) اى كه پدرم به فدايش باد ، به پيامبر شباهت دارد نه به على ( ع ) .
( 2 ) به اعتراف بزرگان در صحيح بخارى احاديث مجعول كم نيست و اين هم قهرا يكى از آنهاست - م .