طرد شياطين و باعث راهنمايى در تاريكيهاى خشكى و دريا هستند ، و منجّمان مخالفان پيامبرانند و آنچه را كه پيامبران از طرف خدا آوردهاند تكذيب مىكنند به قرآن و شريعت مراجعه نمىكنند زيرا به ظاهر در پوشش اسلام هستند ولى در باطن پيامبران را مسخره مىكنند پس آنان از جمله كسانى هستند كه خداوند دربارهشان گفته است : « اكثر ايشان به خدا ايمان ندارند و آنان مشركند » .
( 1 ) و در روايتى آمده است كه ابن احمر عرض كرد : يا امير المؤمنين ! اين ساعت حركت مكن فرمود : چرا ؟ گفت : چون قمر در عقرب است ! فرمود : قمر ما يا قمر شما ؟ و اين از بهترين پاسخهاست .
( 2 )
سخن على عليه السلام دربارهء برآوردن حاجتها
حسن بصرى نقل كرده ، مىگويد : على ( ع ) به جرير بن عبد اللّه بجلى فرمود : « يا جرير هيچ بندهاى نيست كه خداوند نعمتى را بر او ارزانى كرده باشد مگر اين كه مردم حوائج زيادى به او خواهند داشت ، پس هر كه به بر آوردن آن حاجتها به گونهاى خداپسندانه اقدام كرد نعمتش را در معرض بقا قرار داد . و هر كه از آنچه خدا مىپسندد كوتاهى كند نعمتش را در معرض زوال قرار داده است » .
( 3 )
سخن امام در احسان به پدر و مادر
كميل بن زياد نقل كرده مىگويد : امير المؤمنين ( ع ) همواره به نيكى بر پدر و مادر تشويق مىكرد و مىفرمود : « فرزندان من ! بر شما باد به نيكى بر پدر و مادر كه در دعاى آنها هم بهبودى است و هم نابودى » . مؤلف مىگويد : استادان ما شمّهاى از اين مطلب را براى ما نقل كردند و من بر استادم عبد اللّه بن احمد مقدسى در قاسيون ( نام محلى در سوريا ) بيرون شهر دمشق از كتاب وى به نام ( توّابين ) قراءت كردم و اين جريان در ماه ربيع الاول سال 604 ه بود او گفت : ابو الحسين احمد بن حمزهء سلمى از ابو على حسن بن احمد مقرى و او از حافظ ابو نعيم به نقل از محمد بن حميد از قول عبد اللّه بن سعيد رقّى و او از يزيد بن محمد بن سنان از قول پدرش از جدّش نقل كرد كه حسن بن على ( ع ) فرمود : « در آن ميان كه با پدرم