نااميد نسازند ، و به كسى كه وعدهء استغفار دادند از آمرزش نااميد ندارند و به كسى كه توفيق شكر دادند ، از افزايش نعمت نااميد نگردانند ، فرمود : مصداق اين سخن در قرآن است كه خداى تعالى فرموده است :
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
« 1 » و دربارهء توبه فرموده است :
« إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً »
« 2 » و دربارهء استغفار فرموده است :
« وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً »
« 3 » و دربارهء شكر و سپاسگزارى فرموده است :
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
« 4 » « 5 »
»
.
( 1 ) و فرمود : « استغفار ، مقام و منزلت گروهى بلند پايه و نامى است كه بر شش معنى و شرط استوار است : اول پشيمانى از گناه . و دوم ، تصميم بر ترك و دوباره انجام ندادن گناه .
سوم ، پرداخت حقوق ، تا خدا را در حالى ملاقات كنى كه پاك باشى و گناهى بر گردن تو نباشد . و چهارم اين كه قصد كنى هر واجبى را كه فوت شده ، جبران نمايى . پنجم ، گوشتى را كه از حرام در بدنت روييده است با غم و اندوه بگذارى تا گوشت تازه از حلال برويد .
ششم ، آن كه رنج طاعت و بندگى را بر تنت بچشانى چنان كه شيرينى معصيت را به آن چشاندهاى » « 6 » .
( 2 ) و فرمود : « از كسانى مباش كه با كار دنيوى و يا بدون عمل به آخرت اميدوار است و به خاطر آرزوهاى دراز ، توبه را تأخير مىاندازد ، در دنيا سخن پارسايان را مىگويد ولى رفتار شيفتگان به دنيا را دارد ، اگر از دنيا به او كم داده شود سير نگردد و اگر همهء دنيا را به او بدهند
هامش
( 1 ) مؤمن ( 40 ) ، آيه 63 : مرا بخوانيد كه درخواست شما را روا مىسازم .
( 2 ) سورهء نساء ( 4 ) آيهء 22 : خدا توبهء كسانى را مىپذيرد كه كار زشت و ناشايست را از روى نادانى به جا آورند و پس از آن به زودى توبه كنند پس خدا آنها را مىبخشد و خداوند دانا و درستكار است .
( 3 ) سورهء نساء ( 4 ) آيهء 111 : كسى كه كار زشتى بكند يا به خود ستم كند سپس از خدا آمرزش بخواهد ، خداوند آمرزندهء مهربان است .
( 4 ) سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 8 : اگر شكر نعمت را به جا آوريد ، نعمت شما را افزون كنيم .
( 5 ) نهج البلاغه ( صبحى صالح ) به شمارهء 135 با اندك تفاوتى آمده است - م .
( 6 ) نهج البلاغه ( صبحى صالح ) به شمارهء 417 با اندك تفاوت آمده است - م .