قيام كن تا با اين قوم بجنگيم تا به لقاى پروردگار نايل شويم ، على ( ع ) فرمود : « من از شما همين را خواستم و شما فرمان مرا نبرديد و اكنون بين ما و آن قوم شرطهايى نوشته شده و عهد و پيمانى با ايشان بستهايم » حرقوص گفت : گناه شما همان است و سزاوار است كه از آن توبه كنيد ! على ( ع ) فرمود : « آن گناه نيست بلكه ناتوانى از تصميمگيرى است كه شما باعث آن شديد » زرعة بن برح گفت : به خدا سوگند ، بدان كه اگر حكم قرار دادن اين افراد را ترك نكنى با تو پيكار خواهيم كرد و اين كار را براى خاطر خدا و رضوان او انجام مىدهيم .
على ( ع ) در جواب او فرمود : « بدا به حال تو چقدر بدبختى ! تو را مىبينم كشتهشدهاى و بادها بر پيكرت مىوزد . » همين گونه كه فرموده بود ، سرانجام زرعة بن برح ، همان گونه شد .
( 1 )
داستان جدايى حكمين از دومة الجندل
سيرهنويسان گفتهاند : همين كه مهلت به پايان رسيد ، عمرو بن عاص و ابو موسى در دومة الجندل گرد هم آمدند . على ( ع ) شريح بن هانى را با چهار صد تن به همراهى ابن عبّاس فرستاد و به همراه عمرو بن عاص نيز چهار صد تن از سران اهل شام بودند و اين گردهمايى در دومة الجندل بود و بعضى گفتهاند كه در اذرح بوده است و در اين جمع سعد بن ابى وقّاص ، عبد اللّه بن عمرو بن عاص ، عبد اللّه بن زبير ، عبد الرّحمن بن حرث بن هشام مخزومى و مغيرة بن شعبه بودند و بعضى گفتهاند كه سعد حضور نداشت و دربارهء عبد اللّه بن عمرو نظرها مختلف است كه بعدها در جاى خودش خواهيم گفت .
( 2 ) واقدى مىگويد : همين كه اجتماع كردند ، عمرو به ابو موسى گفت : آيا تو نمىدانى كه عثمان را مظلومانه كشتند ؟ گفت : چرا مىدانم . عمرو گفت : آيا نمىدانى كه معاويه وارث خون اوست ؛ و خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً »
« 1 » . بنا بر اين چه چيز مانع شما نسبت به معاويه و خاندان وى در ميان قريش است ؟ همانطورى كه مىدانى او كاتب رسول خدا ( ص ) و برادر همسر رسول خدا ( ص ) - ام حبيبه - بوده است . اگر او را برگزينى تو را چنان گرامى خواهد داشت كه از كس ديگر نداشته است ، ابو موسى در جواب عمرو گفت : اى عمرو از خدا بترس ، اين قضيّه مربوط به دين است و اگر به شرافت
هامش
( 1 ) اسراء ( 17 ) ، آيه 33 : و آن كس كه مظلوم كشته شده براى وليّش سلطه ( حق قصاص ) قرار داديم .