من كمولاى على * و الوغى تحمى لظاها
من يصيد الصيّد فيها * بالظّبى حين انتضاها
من له فى كلّ يوم * وقعات لا تضاها
كم و كم حرب ضروس * سدّ بالمرهف فاها
اذكروا أفعال بدر * لست أبغى ما سواها
أذكروا غزوة احد * انّه شمس ضحاها
اذكروا حرب حنين * إنّه بدر دجاها
اذكروا الأحزاب قدما * انّه ليث شراها
اذكروا مهجة عمرو * كيف افناها شجاها
اذكروا أمر براءة * و اصدقونى من تلاها
اذكروا من زوجه الزّ * هراء قد طابت ثراها
حاله حالة هارون * لموسى فافهماها
اعلى حبّ علىّ لا * منى القوم سفاها
اوّل النّاس صلاة * جعل التّقوى حلاها
ردّت الشّمس عليه * بعد ما غاب سناها « 1 »
هامش
( 1 ) كيست چون مولايم على ؟ در حالى كه آوايش به شرارهء آتش گرما مىبخشد . آن كه شكار را به دام مىاندازد در آنجا كه آهوان زيادى است وقتى كه شمشيرش را از نيام برآرد . آن كسى كه در هر روز ، با رخدادها و صدمههاى نبرد روبروست ولى هيچ كدام او را ناتوان و ضعيف نمىسازد چه فراوان و فراوان جنگهاى كشنده كه دم شمشير برنده و تيز را مسدود كرد ! كارهايى را كه در جنگ بدر اتفاق افتاد به خاطر آوريد ، من جز آنها را نمىجويم .
كارزار احد را در نظر آوريد كه على چون خورشيد در نيمروز آن بود ! جنگ حنين را به ياد آوريد كه على ( ع ) چون ماه شب چهارده در شب تيره ميدان نبرد بود .
نبرد احزاب ( جنگ خندق ) را پيش از آن در نظر آوريد كه وى شير غران ميدان بود .
دل و جرأت عمرو را در نظر بگيريد . چگونه غم و اندوهش آن را نابود كرد ! جريان ( ابلاغ سورهء ) برائت را به خاطر آوريد و سخن مرا دربارهء كسى كه آن را ( بر مشركان ) خواند ، باور كنيد .
توجه كنيد كه همسر زهرا ( ع ) - تربتش پاك و مقدس باد - چه كسى است ؟ حال و مقام او ( نسبت به پيامبر ) مقام هارون براى موسى ( ع ) است . پس آن دو را درك كن ! آيا بر دوستى على ( ع ) من آرزوى نابودى آن قوم را خواهانم او كه پيش از همه نماز گزارد و تقوا را زيور آن ساخت . خورشيد پس از آن كه ناپديد شده بود به خاطر او بازگشت !