گرديده ولى ترك اينكارها بر او واجب نيست « 162 » .
بهشميه نسبتى است شكسته - به ابو هاشم - اكثر مولفين فرقههاى بهشميه و جبائيه را يكى دانستهاند « 163 » .
جمعى از معتزله و قدريه به تناسخ ايمان داشتند ، كه عبارتست از انتقال روح از كالبد صاحب آن بكالبد انسان و حيوان ديگر ، و اين عقيدهاى قديم بود كه در يونان و هند وجود داشت .
پيروان تناسخ جهان را قديم ميدانستند ، و با استدلال و نظر مخالفت بودند و بيشتر ايشان معاد و برانگيخته شدن پس از مرگ را انكار ميكردند ، و باور داشتند كه روان آدمى در سگ و روان سگ در آدمى و همچنين ديگر - حيوانات حلول مىكند .
پيروان تناسخ در ميان قدريه كسانى بودند كه از احمد بن خابط پيروى ميكردند ، او خود پيرو نظام بود .
از شاگردان احمد نيز جمع زيادى پيرو تناسخ بودند چون عبد الكريم ابن ابى العوجاء ( در گذشته بسال 160 ه . )
و نويسنده الفرق بين الفرق مينويسد :
« او چهار گمراهى در گفتار خويش فراهم آورد :
« نخست آنكه در نهان بكيش مانويان ثنوى بود ،
« دوم آنكه در تناسخ سخن گفت ،
« سوم آنكه در امامت به رافضيان گرايش داشت .
« چهارم آنكه در باب تعديل و تجويز دادگر و ستمگر شمردن خدا قايل به قدر بود « 164 » . »
او از سازندگان نامآور احاديث جعلى است . با دستورات و احكامى كه خود ساخته بود و بسيارى از دستورات دين را دگرگون ساخت .
هامش
( 162 ) - الفرق بين الفرق - ص 128 .
( 163 ) - الفرق بين الفرق - ص 369 .
( 164 ) - الفرق بين الفرق - ص 195 .