وجود گربهاى بتوانائى رسيدند « 354 » .
وصاف سپس ميافزايد كه بنى قيصر با مادر خود از سيراف به جزيره كيش مهاجرت كردند ، و در آنجا بتدريج صاحب قدرت شدند . تا بدانجا كه « آنچنان قدرتى يافتند كه كس را ياراى مقاومت با آنان نبود . ساكنان سواحل و جزاير براى برانداختن آنان از هر صاحب شوكتى استمداد كردند ولى سودى نبردند تا دست يارى به سوى امير بودلف جاتى سرور امراء ايران دراز كردند و عريضه به دو نوشتند .
امير بودلف مردى بزرگوار بود و خود را از نژاد ساسانيان ميدانست و حكومت او بر تمام گرمسيرات و ايراهستان و فال و كران و جم سيراف نافذ بود گروهى از خطبا و شعرا در خدمت او بودند و او را مىستودند . و نسخه مجموعه آن اشعار امروز موجود است . بنى قيصر بنائى رفيع بساختند و آن را ( آفريدو ) ناميدند .
امام سعد الدين ارشد كه امامت قيس هنوز در خاندان او است تاريخ بنى قيصر را به تفصيل نوشته است « 355 » . » با آشنائى كمى كه پيرامون اوضاع سياسى و اجتماعى فارس پيدا كرديم ، اكنون ميتوانم به بررسى علل و اسباب فرو افتادن سيراف بپردازيم .
بنا به نوشته مورخين و جغرافيانويسان بسال 366 هجرى بندر سيراف دستخوش زلزله شديدى شد كه مدت يك هفته ادامه داشت .
اين زلزله اگرچه خسارت زيادى به شهر وارد آورد ، اما بر خلاف تصور جمعى از جغرافيانويسان و پژوهندگان قديم و جديد سبب سقوط سيراف نگرديد .
سيراف پس از اين زلزله بار ديگر آبادان گشت ، و همچنان بزرگترين و آبادترين بندر خليج فارس بود .
مقدسى مينويسد :
هامش
( 354 ) - تاريخ وصاف چاپ بمبئى .
( 355 ) - تحرير تاريخ وصاف ص 103 .