و فخر حسينيان بر حسنيان ازينست كى جده ايشان شهربانو بودست و كريم الطرفيناند . . . . « 345 » »
و باز اين حديث روايت شده از پيامبر اكرم را نقل ميكنند كه « لو كان - هذا العلم معلقا بالثريا لناله رجال من فارس يعنى اگر اين علم از ثريا آويخته بودى مردانى از پارس ميافتندى . . . . « 346 » »
شواهدى چون آنچه گذشت در متون تاريخى بسيار است . بدين ترتيب فارس همواره از ارزشى ويژه در ايران پس از اسلام برخوردار بوده است .
اين وضع تا روزگار شاهنشاهى عضد الدوله ديلمى ( در گذشته بسال 372 ه . ) برقرار بود .
بويژه بروزگار اين شاهنشاه آبادانى فارس به حد كمال رسيد .
آزاد منشى ، برى بودن از تعصب مذهبى ، علاقه بآبادانى ، تشويق دانشمندان و هنرمندان ، و امنيت و آرامش بىنظيرى كه بروزگار عضد الدوله پديد آمد شايد در كمتر دورهاى در فارس ديده شده بود .
اين خود عامل بزرگ رونق بازرگانى و اقتصادى بود .
فارس و سيراف در سده چهارم از چنين پشتوانه پر ارزشى برخوردار بود .
درگذشت عضد الدوله بسال 372 هجرى ، فارس و بندر بزرگ بازرگانى آن يعنى سيراف را از اين پشتوانه محروم ساخت .
درگذشت عضد الدوله را بايد آغاز انحطاط و ناتوانى سلسله آل بويه دانست .
مرگ عضد الدوله آغاز يك سلسله كشمكش بين بازماندگان او گرديد .
ديرى نپائيد كه حكومت يك پارچه آل بويه ، كه از شرق تا سند و از غرب تا عربستان و يمن گسترش يافته بود ، بواحدهاى كوچك تقسيم گرديد .
هامش
( 345 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 4 .
( 346 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 7 .