و باز او مينويسد :
« آوردهاند كه در خزانهء سلطان محمود سبكتكين نور الله ضريحه درى به شكل فوفلى قاعده بوده است به غايت خوب و آبدار و با طراوت به وزن دو مثقال و چهار دانگ كى آن را يتيمه مىگفتهاند ، و يتيمه لقب لولوئى باشد كه آن را مثل و مانند نبود در بزرگى و نيكوئى جوهريان آن را به سى هزار دينار ملكى كى هفت هزار و پانصد دينار نيشابورى باشد قيمت كردهاند « 308 » . »
هم او نوشته است :
كه ملكه خاتون سلطانشاه از خوارزم به نشابور آمد در يتيمى داشت در نهايت طراوت و خوشابى وزن آن دو مثقال و چهار دانگ و نيم چون خواست آن را بفروشد در نيشابور براى آن مشترى نبود تا آنكه سرانجام آن را به پانصد دينار خريدند و خريدار آن را در قونيه به هفتصد و پنجاه دينار فروخت و سپس همان در در قسطنطنيه به ده هزار دينار بربره فروخته شد . « 309 » بديهى است كه تجارت چنين كالاى پربها ميتوانست سود و ثروت سرشارى براى بازرگانان سيرافى بهمراه داشته باشد .
هامش
( 308 ) - عرايس الجواهر ص 124 .
( 309 ) - عرايس الجواهر ص 126 .