روز راه است ، و كشتيهاى بازرگانى حامل كالا و لوازم كه از درياى بصره و سيراف و عمان و شهرهاى هند و ممالك ديگر ميرسد بر اين رود تا نزديك خانفو ميرود .
پس از ورود آخرين كشتى ، از كليه كالاهاى سى درصد ماليات گرفته ميشد ، و بقيه كالا را به صاحبان آنها پس ميدادند . سفر بچين همواره با مخاطرات بسيار همراه بود .
سليمان مينويسد : بيشتر اوقات بر اثر آتشسوزيهاى شديدى كه در خانفو رخ ميداد ، بانبار كالاها ، و كشتىهاى بازرگانى خسارات بسيار وارد ميگرديد .
زيرا بناى گمرك خانههاى چينى از چوب ساخته شده بود ، و به زودى دستخوش آتش ميشد . كشتىهائى هم كه پس از بارگيرى بسوى سيراف حركت ميكردند در راه گرفتار طوفان و دزدان دريائى ميشدند .
بنا به نوشته سليمان در قرن سوم هجرى ، رابطه تجارتى بين بندر سيراف با هند و چين بطور مداوم ادامه داشت ، و بازرگانان و ناخدايان ايرانى اين راه پر مخاطره را طى ميكردند .
دومين نفرى كه اطلاعات جالب درباره سيراف و كار تجارت اين بندر ميدهد ، ابو زيد الحسن سيرافى است . وى چنان كه از نامش پيداست از مردم سيراف بوده ، و به كار بازرگانى اشتغال داشته است . او بر كتاب سليمان ذيلى بسال 302 نوشته است .
پيش از آنكه ابو زيد حسن كتاب خود را بنويسد ، در چنين انقلاب بزرگى رخ داده ، و وضع تجارت و بازرگانى با چين به كلى دگرگون شده است .
وى مينويسد : « بعد از تأليف و تحرير كتاب نخست ، اوضاع و احوال جهان مخصوصا در چين سخت تغيير كرده است . حوادث و وقايع تازهاى اتفاق افتاده و بالنتيجه هرگونه رابطه با چين قطع شده است « 301 » » در اين زمان در چين شخصى بنام خوانگ چائو عليه خاقان چين شورش نمود ، و شهر خانفو را پس از
هامش
( 301 ) - شگفتيها ص 85 .